روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٢ - ترجمه
قوله تعالى: الر ،[الر] [١]آيتى نشمرند كوفيان[چنان كه] [٢]:(الم و طه)،براى آنكه اين [٣]ملايم سر آيت نيست و آن دو هست.و ابن كثير و نافع و ابو جعفر [٤]، الر به تفخيم خوانند،و حمزه و كسائى و ابو عمرو و ابن عامر،به امالت خواندند.و از عاصم خلاف است،هبير [٥]از او امالت [٦]روايت كند و[ديگران تفخيم.
آنچه در حروف] [٧][١٢٨-پ]مقطّع آمده است گفته شد در سورة البقره.عكرمه و سعيد جبير و شعبى گفتند:الر و حم و ن [٨]چون جمع كنى،الرّحمن باشد.قتاده گفت:من اسماء القرآن،ابو روق گفت:فاتحة السّورة،و گفتند:عزائم اللّه،و گفتند:
قسم و سوگند است.مجاهد و قتاده گفتند:مراد به آيات[آيات] [٩]تورات و انجيل و كتابهاى پيشين است،براى آنكه،تلك،اشارت باشد به مؤنثى غايب.و ديگر مفسران گفتند:مراد به آيات،قرآن است و كتاب قرآن است،و حكيم و محكم [١٠]است و اين به قرآن لايق است،و دگر آنكه ذكرى نرفته است تورات و انجيل را،و قرآن را ذكر مىرود و،تلك،مانع نيست ازآنكه اشارت باشد به حاضر چنان كه گفت: الم، ذٰلِكَ الْكِتٰابُ... [١١]،و مراد قرآن است.پس تلك،اين جا به معنى هذه باشد،و:ذلك آنجا [١٢]به معنى هذا،چنان كه رفته است.و حكيم،و محكم [١٣]باشد به حلال و حرام و حدود و احكام.مقاتل گفت:[محكم است] [١٤]از باطل،در او هيچ دروغ نيست،و اين فعيل باشد به معنى مفعل،كقول الاعشى في وصف قصيدته:
و غريبة تأتى الملوك حكيمة
قد قلتها ليقال من ذا قالها
و گفتهاند:مراد حاكم است فعيل به معنى فاعل،دليله قوله: وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتٰابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النّٰاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ... [١٥]،حسن گفت:
حكيم،اى حاكم بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسٰانِ وَ إِيتٰاءِ ذِي الْقُرْبىٰ [١٦]،و بالنهى عن الفحشاء
[٩] [٧] [٢] [١] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٣] .آو،آج،بم،لب+لام.
[٤] .آو،آج،بم،لب:جعفر.
[٥] .لب:هبيره،آو،آج،بم،مل،مج:ميسره.
[٦] .مج:به امالت.
[٨] .اساس:نون،با توجه به مج و ضبط قرآن مجيد،اصلاح شد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:حكيم محكم.
[١١] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١ و ٢.
[١٢] .اساس:اين،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:و حكيم محكم.
[١٤] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آج،افزوده شد.
[١٥] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢١٣.
[١٦] .مأخوذ از سورۀ نحل(١٦)آيۀ ٦٠.