روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٦
و الشّهيق،صوت فظيع يخرج من الجوف بمدّ النّفس،و اصل او طول مفرط باشد من قولهم:جبل شاهق،اى ممتنع [١]لطوله.
خٰالِدِينَ فِيهٰا ،در آنجا هميشه باشند. مٰا دٰامَتِ السَّمٰاوٰاتُ وَ الْأَرْضُ ،تا آسمان و زمين دائم باشد.
اگر گويند:چگونه خلود اهل بهشت و اهل دوزخ معلّق بكرد [٢]به دوام آسمان و زمين،و آسمان و زمين فانى شوند؟گوييم [٣]:مراد از اين تمثيل است،و اين طريقى است عرب را معروف،يقولون:لا افعل [٤]ذلك ما دامت السّماوات و ما ثبتت [٥]الارض،و ما لاح كوكب،و ما لاح الجديدان،و ما اطّرد الخافقان،و ما اضاء فجر،و ما ادلهم ظلام،[١٩٨-ر]و ما اختلف اللّيل و النّهار،و ما بلّ بحر صوفة،و ما لألأ الغفر [له] [٦]الى امثال ذلك.و غرض از اين،آن باشد كه[الى] [٧]ابد الدّهر،براى آنكه تا جهان باشد اين باشد.چون بسيار شد مستعمل شد تا در اين جاى نيز به كار داشت حقتعالى،و غرض همه [٨]تخليد و تأييد.
جواب ديگر از اين آن است كه:روز قيامت نيز آسمان و زمين باشد.كه كلّ ما كان فوقك فاظلّك فهو سماء،و كلّ ما كان تحتك فأقلّك فهو ارض،هرچه تو را سايه كند آسمان تو باشد،و هرچه تو را بردارد زمين تو باشد،چنان كه بيان كرديم اين طريقت را در جاى ديگر از اين كتاب بر اين وجه و بر اين ترتيب [٩]تعليق درست باشد و اين دوام برآن دوام شايد تا موقوف بود.
فامّا قوله: إِلاّٰ مٰا شٰاءَ رَبُّكَ ،الّا آنچه خداى خواهد.در اين استثنا چند قول گفتند،يكى آنكه:الّا به معنى سوى است،و مراد بدو استثناى نيست كه اخراج البعض من الجمله [١٠]باشد،و تقدير اين است كه:الّا ما شاء ربّك من الزّيادة على
[١] .آو،آج،بم،آز:منيع.
[٢] .مج:بگرديد.
[٣] .لب،آز:گويم.
[٤] .آو،آج،بم:لأفعل.
[٥] .آو،بم،مج،لب،آز:ثبت،آج:تنبت.
[٧] [٦] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،افزوده شد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:هم.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:تفسير اين.
[١٠] .آو،آج،بم،لب،آز:الكلّ.