روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٩ - ترجمه
و اعراض كنيد از من و از اجابت دعوت من، فَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ ،من به شما رسانيدم آنچه مرا بدان فرستادهاند.زجّاج گفت:اين خطاب رسول است كه مىگويد با قوم خود:
فَإِنْ تَوَلَّوْا ،و التّقدير:فان تتولّوا،اگر شما اعراض و عدول كنيد.و يك«تا»بيفگند [١]چنان كه عادت ايشان است در حذف«تا»ى تفعّل.آنگه اضمارى باشد،و آن آن بود كه:فقل لهم قد ابلغتكم،تو بگو اى محمّد!كه من به شما رسانيدم آنچه مرا بدان فرستاده بودند [٢].آنگه كلامى ديگر مستأنف آغاز كرد براى آنكه«فا»در جواب آن برفت،براى آن فعل مستقبل مرفوع است،و التّقدير:فانّ [٣]ربّي يستخلف قوما غيركم، خداى من خليفه كند قومى ديگر جز شما[را] [٤]،يعنى شما را ببرد[و] [٥]گروهى ديگر [٦]بيارد. وَ لاٰ تَضُرُّونَهُ شَيْئاً ،و شما خداى را هيچ مضرّت و گزند نتوانيد كردن كه خداى[من] [٧]بر همه چيز نگهبان است.
آنگه گفت:چون مدّت آن كافران به سر آمد و وقت هلاك ايشان در آمد [٨]، فرمان داديم به هلاك ايشان،هود را گفتيم:از ميان ايشان بيرون شو [٩]،كه تا تو اين جا باشى من هلاك نفرستم،و حقتعالى هيچ امّت را هلاك نكرد و پيغامبر ايشان در ميان ايشان بود.
وَ لَمّٰا [١٠]جٰاءَ أَمْرُنٰا نَجَّيْنٰا هُوداً ،چون فرمان ما آمد،هود را برهانيديم و آنان را كه ايمان آورده بودند باز او [١١]به رحمت و بخشايش ما. وَ نَجَّيْنٰاهُمْ ،و برهانيديم ايشان را از عذابى غليظ،درشت و سطبر،و اين عبارت است از عظم و شدّت عذاب.
آنگه بازنمود كه:آن عذاب و هلاك،ايشان را به ظلم نبود،بل به عدل و استحقاق بود،گفت: وَ تِلْكَ عٰادٌ ،آن قبيلۀ عاد است.عاد،نام مردى بوده است آنگه نام قبيله شد،و از جملۀ آن اسماء است كه در او مخيّر باشند بين الصّرف[١٨٤-ر]و
[١] .آج،لب:بيفگنند.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:فرستادهاند.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:و ان.
[٧] [٥] [٤] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،افزوده شد.
[٦] .مل،مج+را.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج+ما.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:ايشان برو.
[١٠] .اساس و ديگر نسخه بدلها:فلمّا،به قياس با متن قرآن مجيد،تصحيح شد.
[١١] .آو،آج،بم،آز:به او،مج،لب:با او.