روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٠ - ترجمه
جابر بن عبد اللّه الانصارى مىگويد:اين شتر پيش من [١]بود و رسول آن را به من سپرد،به بدر حاضر آمد و به احد حاضر آمد و به حديبيّه حاضر آمد.رسول-عليه السلام- او را به من بخشيد،من داشتم او را تا پير شد تا در عهد عمر خطاب [٢].آنگه در پيش عمر شدم،گفتم:چه گويى شيخى را كه به بدر و احد و حديبيه با ما حاضر بود،و امروز از او كارى نمىآيد؟گفت:آن كيست؟گفتم:اين شتر رسول است،آن را از من به بهاى گران بخريد و آزاد كرد و در ميان شتر صدقه كرد تا مىچريد و كس را بر او سبيل [٣]نبود،اگر خريدۀ رسول و آزادكردۀ عمر،كس را بر او راه نبود [٤]،تو خريدۀ خدايى و اميد است كه آزادكردۀ او باشى،همانا در دنيا شيطان را بر تو راه نبود و در قيامت نيران را.
اشارة اخرى:كسى چيزى خرد معيوب [٥]و او عيب[آن] [٦]نداند در شرع او را بود كه به عيب او را رد كند چون عالم باشد به عيب آن پيش از عقد بيع او را نرسد كه به عيب رد كند،حقتعالى تو را بخريد و عالم بود به عيوب تو،اشتراك [٧]علام الغيوب بسائر العيوب،اميد آن است كه چون تو را با همه عيب قبول كرد،به گناهت رد نكند تا در بندگى او بمانى كه تو را بندگى او به از آزادى ديگران-شعر:
آزاد مكن ز بندگى هيچ مرا
كاين [٨]بندگى از هزار آزادى به
اشارة اخرى:مردى بندهاى خرد [٩]و آنگه او را به نام آزاد [١٠]بخواند [١١]،به نزديك بعضى فقها آن است كه آن عتق [١٢]است،[به آن آزاد شود] [١٣].حقتعالى تو را بخريد و به نام خود[ت] [١٤]برخواند،او را نام مؤمن است.تو را مؤمن خواند،اميد آن است كه همنام خود را از آتش دوزخ آزاد كند.
اشارة اخرى:بو بكر ورّاق [١٥]گفت:بنده را هيچ نباشد كه بدان تقرّب كند به
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:بر من.
[٢] .اساس+رضى اللّه عنه.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:سبيلى.
[٤] .لب:نبودى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:معيب.
[١٤] [١٣] [٦] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٧] .مل:اشترى.
[٨] .مج:آن.
[٩] .آج،لب:خريد.
[١٠] .آو،آج،بم،مل،لب:آزادان،مج:آزان.
[١١] .مل،مج:برخواند.
[١٢] .آج:عتيق.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها:أبو بكر ورّاق.