روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٧ - ترجمه
بود،اوّلش سنگ بود و آخرش گل،و اين قول مجاهد است.عبد اللّه عبّاس و وهب و سعيد جبير گفتند:لفظ معرّب است،يعنى سنگ و گل [١].قتاده و عكرمه گفتند:
گل بود،بيانش قوله: لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجٰارَةً مِنْ طِينٍ [٢].حسن گفت:اصل او طين بود و گل،خداى تعالى سنگ گردانيد آن را.ضحّاك گفت:آجر بود.ابن زيد گفت:سجّيل،نامى است از نامهاى آسمان،يعنى من السّماء،و عكرمه گفت:نام دريايى است در هوا معلّق ميان آسمان و زمين،و سنگ ازآنجا فرود آمد.و اهل لغت گفتند:سجّيل و سجّين،از ابدال است،«لام»را به«نون»بدل كردند لقرب المخرج،كالمدح و المده،قال ابن مقبل.
ضربا تواصت به الابطال سجّينا
اى شديدا صلبا،و عرب ميان«لام»و«نون»معاقبه كنند،تقول:هتلت العين و هتنت اذا بكت،و قيل:هو فعّيل به معنى مفعل،من قولهم:اسجلته اذا ارسلته و منه السّجل للدّلو،و قيل:هو من سجلت له سجلا اذا اعطيته عطيّة،پندارى آن عذاب به ايشان دادند و آن نيز هم از سجل [٣]باشد،و هو الدّلو العظيم،قال العبّاس بن عبد المطّلب:
من يساجلنى يساجل ماجدا
يملأ الدّلو الى عقد الكرب
مَنْضُودٍ
،عبد اللّه عبّاس گفت:متتابع.قتاده گفت:بهرى بر بالاى بهرى.عكرمه گفت:مصفوف [٤]،به هم بازنهاده.ابو بكر هذلىّ گفت:معدّ و اصل او من نضد المتاع باشد،و هو وضع بعضه على بعض.
مُسَوَّمَةً ،علامت بر كرده و فرّاء گفت:نصب او بر حال است.قتاده و عكرمه گفتند:مطوّقة،طوق در گردانيده،گفتند:برآن [٥]علامتى بود.از حمزه،ابن جريج گفت:بر او سيمايى بود كه دگر سنگها را نبود.حسن و سدّى گفتند:مختوم بود و مهر برنهاده،و گفتهاند:يعنى مشهورة.ربيع گفت:بر هر سنگى نام صاحبش بر نوشته بود، عِنْدَ رَبِّكَ ،يعنى معلوم و معروف و مشهور بود به نزديك خداى تعالى.
[١] .همۀ نسخه بدلها:سنگگل.
[٢] .سورۀ ذاريات(٥١)آيۀ ٣٣.
[٣] .آو،آج،بم،آز:سجيل.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:مصفوق.
[٥] .آو،آج،بم:براى.