روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٥ - ترجمه
آوردهاند،و چون ايشان را در دنيا به منزلت بازرگان بنهاد،آنچه خير ايشان بود به مثابت ربح بنهاد،و تن و جان ايشان به جاى سرمايه.چون كارى كردند كه تن و جان به هلاك دادند،گفت:جان[را] [١]زيان كردند كه سرمايه است. وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا كٰانُوا يَفْتَرُونَ [١٧٥-ر]،و گم شد از ايشان آن دروغ كه مىگفتند.در او دو قول گفتند،يكى آنكه:[اين] [٢]منفعت كه ايشان را در دروغ بودى فايت شد،چنان كه در دنيا به دروغ منتفع بودندى كه در قيامت نباشد،و قولى دگر آنكه:مراد به آنچه افترا كردند بتاناند،يعنى گم شوند [٣]از ايشان آن بتان كه ايشان را به دروغ خداى مىخواندند.
قوله: لاٰ جَرَمَ ،زجّاج گفت:«لا»نفى است،آن را كه ايشان ظن بردند كه ايشان را سود خواهد داشتن از شفاعت اصنام.آنگه گفت:جرم اى كسب ذلك الفعل لهم الخسران.و بعضى دگر نحويان گفتند:معنى لا جرم،لا بدّ و لا محاله [٤]باشد،و گفتهاند:معنى لا جرم حقّا باشد.و اصل جرم،قطع و كسب[بود] [٥]،من قول الشّاعر:
و لقد طعنت ابا عيينة طعنة
جرمت فزارة بعدها ان يغضبوا [٦]
اى كسبت [٧]الطّعنة لهم الغضب،و قيل قطعتهم الى الغضب و ادّتهم اليه لا جرم، اى لا كسب لهم فعلهم الخير. أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ ،يعنى لا جرم ايشان در قيامت زيانكارتر باشند از ديگران،و«هم»،روا بود كه فصل بود و روا باشد كه مبتداى دوم باشد.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ ،گفت:آنان كه ايمان آرند و عمل صالح كنند، وَ أَخْبَتُوا [٨]،اى خشعوا و خضعوا،و خشوع و خضوع[و] [٩]تواضعكنندهها [١٠]
[١] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ-مل،افزوده شد.
[٢] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،افزوده شد.
[٣] .آو،آج،بم،لب،آز:شدند.
[٤] .آج،آز:لا محال.
[٥] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ مل،افزوده شد.
[٦] .آو،آج،بم،لب،آز:تغضبوا.
[٧] .اساس:كسب،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج+الى ربّهم.
[٩] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،افزوده شد.
[١٠] .آو:وا،آج،بم،لب،آز:با،مج:را.