روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٧ - ترجمه
آنگه آغاز قصّۀ نوح كرد،گفت: وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا ،«واو»،عطف است و«لام»، تأكيد،و«قد»،تحقيق،گفت:بهدرستى كه ما بفرستاديم نوح را به قومش. إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ .نافع و ابن عامر و عاصم و حمزه خواند[ند] [١]:«انّى»به كسر همزه بر حذف قول،چنان كه دگر جايها بيان كرديم كه عرب قول بسيار حذف كنند و التّقدير فقال [٢]لهم: إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ ،گفت ايشان را كه:من شما را ترسانندهام بيانكننده،و باقى قرّاء به فتح همزه خواندند على تقدير أَرْسَلْنٰا نُوحاً بانّي [٣]لكم،و در اين عدول باشد از مغايبه با خبر از خويشتن،و اگر كلام بر وجه خود راندى گفتى:انه لكم نذير مبين،و مانند اين بسيار است،قال اللّه تعالى: وَ كَتَبْنٰا لَهُ فِي الْأَلْوٰاحِ... ، ثم قال: فَخُذْهٰا بِقُوَّةٍ... [٤]،زجّاج گفت:بر اين قرائت تقدير آن باشد كه: أَرْسَلْنٰا نُوحاً بالانذار،براى آنكه«انّ»،مع اسمها و خبرها در تأويل مصدر باشد،أ لا ترى الى قوله:بلغني انّ زيدا منطلق،المعنى بلغنى الانطلاق.و«مبين»،شايد تا ظاهر بود و شايد تا مظهر [٥]بود،براى آنكه«ابان»،هم لازم است و هم متعدّى،معنى لازم آن باشد كه:من پيغامبرىام آشكارا غير مدفوع و لا خاف،و معنى متعدّى آن باشد كه من بيانكنندهام،و اين قول بهتر است.
أَنْ لاٰ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللّٰهَ ،«ان»،تعلّق دارد به قوله: نَذِيرٌ مُبِينٌ [١٧٥-پ]شايد كه به نذير تعلّق دارد،و معنى آن بود كه:من انذار مىكنم شما را و تحذير ازآنكه خداى را نپرستى [٦]،و روا بود كه به«مبين» [٧]تعلّق دارد،و معنى آن بود كه:
من بيان مىكنم شما را تا نپرستى جز خداى را،و روا بود كه تعلّق دارد به أَرْسَلْنٰا ، يعنى ارسلنا نوحا الى قومه بأن لا تعبدوا الا الله،ما نوح را به اين فرستاديم كه تقرير توحيد كند،و گويد:جز خداى را مپرستى.آنگه بر سبيل شفقت گفت:من مىترسم بر شما عذاب روزى مولم بهدردآرنده،يعنى روز قيامت چون شما فرمان
[١] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ او،افزوده شد.
[٢] .آو،آج،بم،لب،آز:يقال.
[٣] .مج:بانّ.
[٤] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٤٥.
[٥] .آو،آج،بم،آز:مضمر.
[٦] .اساس:پرستى،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٧] .اساس:تمير،به قياس با نسخۀ مل،تصحيح شد.