روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٢ - ترجمه
اين در روزگار بنى اميّه بود.چون كار با ابو جعفر المنصور [١]افتاد،بفرمود تا قبله بگردانيدند،گفت [٢]:نبايد [٣]كه [٤]كسى كه نداند [٥]به آن قبله نماز كند يعنى مسجد قبا،و اين عمارت كه امروز هست آن است كه منصور كرد بر دست عبد الصّمد بن على گفت:و مسجد ضرار ديدم ويران شده [٦]و دود از وى بر آمد و امروز مزبله است. وَ اللّٰهُ لاٰ يَهْدِي الْقَوْمَ الظّٰالِمِينَ ،خداى راه ننمايد به بهشت كافران را.
لاٰ يَزٰالُ بُنْيٰانُهُمُ الَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ ،حقتعالى بازنمود در اين آيت كه:كردن آن مسجد علامتى است ايشان را بر نفاق[١١٥-ر]و كفرشان،و كردن آن بنا در دل ايشان شكّى و نفاقى شده است ثابت كه زائل نشود تا دل ايشان بر جاى باشد مگر دلهاشان پاره پاره كنند،و اين خبر باشد ازآنكه:ايشان بر كفر ميرند [٧]و رجوع و نزوع نكنند از كفر.بعضى گفتند،مراد آن است كه:ايشان مولع بودند برآن كردن و پنداشتند كه مىكنند چنان كه قوم موسى را گمان بود در عبادت عجل.اين قول عبد اللّه عباس است و ابن زيد.كلبى گفت:حسرة و ندامة [٨]،براى آنكه ايشان پشيمان شدند برآن بنا كردن،نه پشيمانى توبه،پشيمانى آنكه رنجشان ضايع شد و مال تلف و مقصود ناحاصل.سدى گفت و مبرد و حبيب:لا يزال هدم بنيانهم ريبة، اى حزازة و غيظا،ويران كردن [٩]آن بنا در دلهاشان خشمى و اندوهى گشت ثابت، دائم و مقيم كه زائل نشود از دلهاى ايشان. إِلاّٰ أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ ،ابن عامر و حمزه و حفص و ابو جعفر و يعقوب،به فتح«تا»خواندند،بر آنكه فعل دل را باشد باسناد الفعل اللاّزم الى القلوب،و الاصل:الا ان تتقطع [١٠]،به«تاءين»،الّا كه دلهاى ايشان پاره پاره شود،و باقى قرّاء به ضمّ«تا»خواندند بر فعل مجهول اسناد كرده با مفعول:
إِلاّٰ أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ ،الّا كه دلهاى ايشان پاره پاره كنند پس آن زائل شود به زوال القلوب.و بر اين وجه كه تفسير داديم استثناى متّصل باشد،و اگر تفسير برآن نهند
[١] .آو،آج،بم،لب:ابو جعفر منصور.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:گفتند.
[٣] .آو،آج،بم،مل:بيايد.
[٤] .آو،آج،بم،لب:تا.
[٥] .آو،آج،بم،لب:بازنداند.
[٦] .آو،آج،بم،مل،مج:بيران.
[٧] .لب:مىبميرند.
[٨] .آو،آج،بم:حسرت و ندامت.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:بيران كردن.
[١٠] .اساس:تقطّع،به قياس نسخۀ آو،تصحيح شد.