روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤١ - ترجمه
و الجرف،ايضا:الهوة،چالهاى باشد كنارها به باران ويران شده [١]،و اصله من اجتراف الشّىء و اقتلاعه،يقال:جرف السيل الارض و اجترفه،آن باشد كه زمين بكند و خاك از و ببرد.[و منه:المجرفة لآلة الجرف.] [٢]و قوله:هار،از مقلوب است، و اصله:هائر من هار يهور هورا،فهو هائر و تهوّر تهورا و انهار [٣]انهيارا،و يقال ايضا:هار يهار،كهاب يهاب،و خاف يخاف.و«الف»او،منقلبه است از«واو»و معناه سقط.و الهائر السّاقط،و مثله فى القلب من قول [٤]الشّاعر:
و لم يعقني عن هواها عاق
اى عائق،و قوله ايضا[شعر] [٥].
لاث به الأشاء و العبرى
اى،لائث،اى دائر مطيف،و الاشاء [٦]النخل،و العبرىّ السّدر الذي على شاطى [٧]الانهار.و منه قولهم:شاكى السّلاح و شائك السّلاح،اى تام [٨]السّلاح. فَانْهٰارَ بِهِ ، اى سقط بصاحبه و اوقعه من الانهيار [٩]،و آن كنارۀ حوض و جوى بريهيدن [١٠]باشد صاحبش را و بناكنندهاش را در آتش دوزخ افگند و فروشود[] [١١]آن با صاحبش به آتش دوزخ.
روايت كردهاند از جابر عبد اللّه الانصارىّ كه او گفت:آنجا بگذشتم دود ديدم كه ازآنجا مىبرآمد [١٢].روايت [١٣]كردند كه:مردى بقعهاى ازآنجا بر كند دود از او بر آمد.
خلف بن ياسين الكوفىّ گويد:با پدرم به حج رفتم به آن مسجد رفتم كه پيغامبر -عليه السلام- [١٤]به دو قبله در او نماز كرد [١٥]،و محراب او به جانب بيت المقدس بود و
[١] .همۀ نسخه بدلها:بيران شده.
[٢] .اساس:ندارد،به قياس آو،و ديگر نسخه بدلها،افزوده شد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:و انهارا.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:القلب قول.
[٥] .اساس:ندارد،از مج،افزوده شد.
[٦] .اساس:الاشياء،به قياس به نسخۀ مج،تصحيح شد.
[٧] .اساس:ساق،به قياس با نسخۀ آج،تصحيح شد.
[٨] .مج:تمام.
[٩] .بم:الانهار.
[١٠] .آو،بم:ريهيدن،آج،لب:رهيدن.
[١١] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[١٢] .آو،آج:بر مىآمد.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:و روايت.
[١٤] .مل+در او بود.
[١٥] .مل:كرده بود.