روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠ - ترجمه
با پايه خود رفتند،چه افتاد ايشان را؟خداى تعالى بيان كرد كه:سبب،توبه و صدقۀ ايشان بود كه توبۀ ايشان به موقع قبول افتاد و صدقۀ ايشان به جاى حق [١]و اين آيت فرستاد: أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبٰادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقٰاتِ ،گفت:
آن خداى است كه توبه قبول كند از بندگانش و صدقات بستاند، أَ لَمْ يَعْلَمُوا [٢]، نمىدانند اين منافقان كه اين طعن مىزنند كه قبول توبه به خداى است-جل جلاله- صدقات او ستاند و او گيرد.و معنى اخذ،قبول باشد و ايقاع آن به موقع استحقاق ثواب.
ابو هريره گويد،از رسول-عليه السلام-شنيدم كه گفت:به آن خداى كه جان من به امر اوست كه هيچ بندهاى نباشد كه صدقهاى دهد از كسبى حلال،و خداى تعالى جز حلال و پاك نپذيرد،و بر آسمان نشود الّا صدقۀ پاك،و الّا آن صدقه در دست كرم خداى مىنهد خداى ازو بستاند آن را و مىپروراند چنان كه يكى از شما اسب كره [٣]را پروراند،يك لقمه كه براى خداى داده باشد مانند كوهى عظيم شود.آنگه اين آيت برخواند: أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبٰادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقٰاتِ .
وَ أَنَّ اللّٰهَ هُوَ التَّوّٰابُ الرَّحِيمُ ،و تواب،رجّاع باشد كه بناى مبالغت كثير الرّجوع باشد،در صفت بنده آن باشد كه،بسيار توبه كند و با در خداى شود،و در صفت خداى تعالى آن باشد كه،بسيار قبول توبه كند[١١٢-پ]و رحمت با سر بنده آرد،و رحيم و بخشاينده است.
قوله: وَ قُلِ اعْمَلُوا ،حقتعالى در اين آيت امر كرد مكلّفان را به طاعت،گفت:
بكنى آنچه شما را فرمودهاند برآن وجه كه فرمودهاند،و روا بود كه: اِعْمَلُوا ،بر سبيل تهديد گفت،چنان كه گفت: اِعْمَلُوا مٰا شِئْتُمْ [٤]،آنچه خواهى مىكنى كه لا محال عمل شما را عرض [٥]خواهد افتادن بر خداى و بر پيغامبر و امامان،امّا قوله:
فَسَيَرَى اللّٰهُ عَمَلَكُمْ ،«سين»براى خلوص فعل آمد به استقبال و اخراج او از معنى
[١] .آج،لب:ايشان به موقع اجابت استحقاق قبول افتاد.
[٢] .آو،بم+او،آج،لب:اى.
[٣] .آج،لب:كرۀ اسبى.
[٤] .سورۀ فصلت(٤١)آيۀ ٤٠.
[٥] .آو،آج،بم،لب:عوض.