روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٢ - ترجمه
آن عاد است كه منكر شدند به آيتهاى خدايشان و عاصى شدند در پيغامبرانش،و پسر وى [١]كردند فرمان هر جبّارى ستيزهكش [٢]را.
[١٨١-پ] و در پى [٣]ايشان داشتند در اين دنيا لعنت و روز قيامت كه قبيلۀ عاد كافر شدند در خداى ايشان [٤]،دور باد [٥]عاد را كه قوم هود بودند.
و به ثمود فرستاديم [٦]برادرشان را صالح گفت:اى قوم!بپرستى خداى را، نيست شما را از خداى جز او،پيدا كرد [٧]شما را از زمين و عمارتكننده كرد [٨]شما را در آن [٩]آمرزش خواهيد از او،پس توبه كنيد با او [١٠]كه خداى من نزديك و پاسخكننده است.
گفتند:اى صالح بودى تو در ما [١١]اميد داشته پيش از اين،بازمىدارى [١٢]ما را كه بپرستيم آنچه مىپرستيدند پدران ما؟و ما درشكّىايم از آنچه مىخوانى ما را باز آن [١٣]درگمانافگننده [١٤].
[١٨٢-ر] گفت:اى قوم!ديديد [١٥]اگر باشم من بر حجّتى از خداى من،و دهد مرا از او بخشايشى كه يارى كند مرا از خداى اگر عاصى شوم در او نه افزاييد [١٦]مرا جز زيانكارى.
[١] .آو،آج،بم،لب:پيروى،مج:پىگيرى.
[٢] .مج:ستيزه كن.
[٣] .آو،آج،بم،لب:پس.
[٤] .آو،آج،بم،لب:به خدايشان.
[٥] .آو،آج،بم،مج،لب:هلاك باد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٧] .آو،آج،بم،مج،لب:بيافريد.
[٨] .آو،آج،بم،لب:انعام كرد.
[٩] .آو،آج،بم،لب+جا.
[١٠] .آو:وا او.
[١١] .آو،آج،بم،لب:در ميان ما.
[١٢] .آو،آج،بم،لب:نهى مىكنى.
[١٣] .آو،آج،بم،مج،لب:به آن.
[١٤] .آو،آج،بم،لب:شك.
[١٥] .آج،لب:بديديد كه.
[١٦] .آو،آج،بم،مج،لب+شما.