روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٦ - ترجمه
و جسامت،و مردمان [١]به غايت طويل و عريض و قوى بودند. وَ لاٰ تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ ،و اعراض مكنيد از من و عدول از دعوت من در آن حال كه مجرم باشيد و گناهكار.و نصب او بر حال است.
قٰالُوا يٰا هُودُ مٰا جِئْتَنٰا ،ايشان جواب دادند [٢]گفتند:[اى هود] [٣]تو بيّنتى و حجّتى به ما نياوردى تا ما را گردن بايد نهادن تو را و طاعت داشتن،و دروغ گفتند كه او آيات و بيّنات و معجزات و براهين آورد،جز كه ايشان گفتند:سحر است و شعبده. وَ مٰا نَحْنُ بِتٰارِكِي آلِهَتِنٰا عَنْ قَوْلِكَ ،و ما خدايان خود را به قول تو رها نكنيم.
و بعضى كوفيان گفتند:«عن»،به معنى«با»است،و بدين تعسّف حاجت نيست براى آنكه كلام با اين ظاهر كه هست معنى دار است. عَنْ قَوْلِكَ ،يعنى از سبب گفتار تو،و ما تو را باور نداريم و تصديق نكنيم به اين كه تو مىگوى [٤].
إِنْ نَقُولُ إِلاَّ اعْتَرٰاكَ ،«ان»به معنى«ما»ى نافيه است،ما نمىگوييم در حقّ تو الّا آنكه بعضى خدايان ما تو را بدى رسانيده است [٥]،و مراد بِسُوءٍ در آيت، جنون [٦]است،يعنى از آن سبب كه تو ايشان را دشنام مىدهى و مىگويى [٧]:خدايان نيستند ايشان تو را ديوانه بكردهاند،اين دانستند [٨]كه ديوانگى به خداى تعلّق دارد،و جز خداى تعالى قادر نباشد بر ازالت عقل،اين انديشه نكردند كه اين بتان جمادند و اين نتوانند كردن و نه كمتر از اين،و براى آن ايشان پيغامبران را با جنون نسبت كردند كه ايشان را بديع آمد كه پيغمبرى باشد از بشر،و استبعاد و استبداع كه آمد ايشان را،پنداشتند كه آن حديث از حدّ عقل بيرون است،از اين جا قديم-جلّ جلاله-گفت: وَ مٰا صٰاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ [٩].هود-عليه السّلام-گفت به جواب ايشان:
إِنِّي أُشْهِدُ اللّٰهَ ،من خداى را گواه مىكنم و شما نيز گواه باشيد كه من بيزارم از آنان كه شما ايشان را به انباز خداى كردهايد از بتان بدون [١٠]خداى تعالى و از آنان كه از
[١] .آو،بم،مل،مج:مردمانى.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٣] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،افزوده شد.
[٧] [٤] .مىگوى/مىگويى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:رسانيدهاند.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+و ديوانگى.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:ندانستند.
[٩] .سورۀ تكوير(٨١)آيۀ ٢٢.
[١٠] .آو،آج،بم،لب،آز:دون.