روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٤ - ترجمه
آن امرى باشد كه دعوت كند باصلاح،و زجر كند از قبيح بدانچه [١]متضمّن باشد از رغبت و رهبت،و دعوت كند با زهد و خشوع،و صرف كند از عصيان و فسوق،و مراد بدو [٢]قرآن است. وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِي الصُّدُورِ ،و شفاى آنچه در دلهاست از درد جهل.و دل را براى آن صدر خوانند كه،جاى او صدر است،و قرآن را براى آن شفا خواند [٣]كه درد جهل،دردى است كه آن را دوا جز به علم نباشد،و قرآن مايۀ [٤]علم است. وَ هُدىً ،و بيانى است و رحمت مؤمنان را،و رحمت،نعمتى باشد بر محتاج براى آنكه آنكس كه [٥]جوهرى به پادشاهى دهد،نگويند او را [٦]رحمت كرد بر او، و مؤمنان را براى آن تخصيص كرد كه ايشانند كه منتفع شدند بدان.
قُلْ بِفَضْلِ اللّٰهِ وَ بِرَحْمَتِهِ ،بگو اى محمّد،به فضل و رحمت خداى شادمانه شوند [٧].
مفسّران خلاف كردند در معنى فضل و رحمت در اين آيت،بو سعيد خدرى گفت:فضل اللّه،قرآن است،و رحمت او آن است كه:ما را از اهل قرآن كرد.بني هلال بن يسار [٨]و مجاهد و قتاده گفتند:فضل اللّه،قرآن [٩]است،و رحمت ايمان [١٠]است.عبد اللّه عمر گفت:فضل اللّه،اسلام است،و رحمت او تزيين [١١]اسلام است در دلهاى مسلمانان.خالد بن معدان گفت:فضل اللّه،اسلام است و رحمتش ستر است كه به ما فروپوشيد.كيالى [١٢]گفت:فضل اللّه،نعمت ظاهر است،و رحمت نعمتهاى باطن،بيانش قوله: وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظٰاهِرَةً وَ بٰاطِنَةً... [١٣]،ابو بكر الورّاق گفت:فضل اللّه،النّعماء و هو ما اعطى و حبا و رحمته الآلاء و هو ما صرف و زوى.ابن عيينه [١٤]گفت:فضل اللّه،التّوفيق،و رحمته العصمة،و هر دو از باب لطف است،آن لطف كه مكلّف عند آن طاعت بكند آن را توفيق خوانند،و آنچه عند آن از
[١] .آز:يا آنچه.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:به او.
[٣] .آج،بم،لب،آز:خوانند.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:نامۀ.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+او.
[٦] .مل،مج+كه.
[٧] .آو،بم:بشوى.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:هلال بن سفيان.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:ايمان.
[١٠] .آج،مل،مج،لب،آز:قرآن.
[١١] .مج:تزيّن.
[١٢] .مل:كسائى،مج:كتابى.
[١٣] .سورۀ لقمان(٣١)آيۀ ٢٠.
[١٤] .مل،مج:ابو عيينه.