روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٩
إِلاّٰ مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ ،الّا آن را كه خداى بر او رحمت كند. وَ لِذٰلِكَ خَلَقَهُمْ ، و براى آن آفريد ايشان را.
و در اين آيت چند سؤال است،يكى آنكه گفت:اگر خداى خواستى مردم يك ملّت بودندى،يعنى همه مسلمان بودندى،چون نبودند دليل آن كند كه نخواست.
دگر آنكه گفت: وَ لِذٰلِكَ خَلَقَهُمْ ،و ايشان را براى آن آفريد،از دو بيرون نيست:يا اشارت به«ذلك»راجع است با«رحمت»،يا به«اختلاف».اگر با «رحمت»راجع بودى«تلك»بايستى در كنايت از او،چه«رحمت»مؤنّث است و «ذلك»اشارت به مذكّر بايد [١]،يا [٢]با اختلاف شود،و اين به خلاف مذهب شماست كه خداى تعالى خلقان را براى اختلاف آفريند.
دگر آنكه:اگر رحمت را به رقّت قلب تفسير كنند،لايق نباشد به خداى،و اگر به غفران و اسقاط عقاب تفسير كنند هم بر مذهب شما راست نيست،براى آنكه خلقان را خداى تعالى[نه] [٣]براى اين آفريد.
امّا،جواب از سؤال اوّل[در باب] [٤]مشيّت،گوييم:خداى تعالى به اين مشيّت،مشيّت قهر و غلبه و إلجاء و اكراه خواست،گفت:اگر من خواستمى مردمان همه را يك امّت كردمى و همه را بر ايمان حمل كردمى[و قهر كردمى] [٥]،يعنى من برآن قادرم و ايشان بر اين كفر كه كردند مرا اعجاز[نكردندى] [٦]،و مانند اين در قرآن بسيار است،و اين طريقت مستقصى رفته است جايهاى ديگر.
امّا اشارت به لفظ«ذلك»راجع است با رحمت دون اختلاف براى دلالت عقل و شهادت لفظ.امّا دلالت عقل ازآنجا كه در عقل مقرّر است كه نيكو نبود كه حقتعالى خلقان را براى اختلاف آفريند،و غرض او در [٧]خلق ايشان اختلاف باشد،
[١] .مل:باشد.
[٢] .اساس:تا،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،افزوده شد.
[٦] [٥] [٤] [٣] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:.