روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٥ - ترجمه
و فرعون،اسمى است اعجمى علم لا ينصرف،و منع صرف او از اين دو سبب است،يكى عجمه،و يكى:علميّت.و وزن فعلول كفر دوس،و«واو»زايد است. و در كلام محذوفى هست آنجا كه گفت: فَلَمّٰا جٰاءَ السَّحَرَةُ ،و آن،آن است كه دگر جاى ذكر كرد:فارسل فرعون و جاء بالسّحرة فحضروا [١]فلمّا جاءوا قال لهم فرعون،كس فرستاد[١٥٤-پ]و ساحران را از هرجايى جمع كرد و حديث موسى با ايشان بگفت،ايشان برفتند و حبال و عصا و رسنها و چوبها مار پيكر و اژدها پيكر بكردند و مزبّق بكردند-چنان كه قصّۀ آن برفت-و برابر موسى آمدند موسى ايشان را گفت:بيندازى آنچه خواهى انداختن،و اين صورت امر دارد.و معنى اين دو وجه دارد،تا نكو بود و الّا القاء ايشان باتّفاق قبيح بود،و امر به قبيح،قبيح باشد.
يك وجه آن است كه:اين لفظ صورت امر است و مراد تحدّى،چنان كه گفت: فَأْتُوا بِسُورَةٍ... [٢]،و چنان كه يكى از ما گويد خصمش را،با آنكه داند كه او بيّنت ندارد:هات حجّتك و اعرض علينا بيّنتك،و غرض او تخجيل او باشد.
و وجه دوم آنكه:اين امر باشد مشروط،يعنى بيفگنى اگر محقّى،چنان كه گفت: وَ ادْعُوا شُهَدٰاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ كُنْتُمْ صٰادِقِينَ [٣]، ايشان آنچه داشتند بينداختند.چون موسى-عليه السّلام-بديد آن،دانست كه آن سحر است گفت: مٰا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ .«ما»موصوله است،به معنى الّذي،گفت:آنچه شما آوردى [٤]سحر است و جادوى. إِنَّ اللّٰهَ سَيُبْطِلُهُ ،خداى تعالى آن را باطل كند.و ابو عمرو خواند:ما جئتم به السّحر،على تقدير:ما جئتم به السّحر،ام ليس سحر به [٥]. مٰا جِئْتُمْ بِهِ ،در جاى ابتدا بود،و السّحر،در جاى خبر او،و«ما»هم موصوله بود.
و وجهى دگر آن است كه«ما»استفهامى باشد و تقدير آن بود كه:اىّ شىء جئتم به السّحر هذا ام ليس بالسّحر،و اين در باب تكرار بر استفهام آن باشد كه،يكى از ما گويد:كم مالك أ عشرون ام ثلاثون،پس«ما»مبتدا بود و جئتم به خبر او باشد،چنان كه:ما اكلت و ما فعلت و ما قلت،اى اىّ شىء اكلك و قولك و فعلك.و بر قرائت عامّه، مٰا جِئْتُمْ صله و موصول در محلّ ابتدا بود،و السّحر خبر او
[٢] [١] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:و حضروا.
[٣] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٣.
[٤] .آج،مل،لب،آز+آن.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:ليس بسحر.