روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٤ - ترجمه
خود باشد،ازآنجا كه ايشان چيزى ديدند خارق عادت من قلب العصا حية،بر سبيل سؤال گفتند:اين كه تو مىكنى سحر است،يا آن را حقيقتى است؟و قوله: أَ سِحْرٌ ، حكايت باشد از موسى كه اين حكايت كرد كلام ايشان را،آنگه كلامى [١]مستأنف از سر گرفت،گفت: وَ لاٰ يُفْلِحُ السّٰاحِرُونَ ،و ساحران فلاح و ظفر و نجات نيابند.
آنگه حكايت كرد آنچه قوم فرعون گفتند موسى را: قٰالُوا ،گفتند،يعنى فرعون و قومش. أَ جِئْتَنٰا .خطاب است از ايشان با موسى-عليه السّلام:توبه ما آمدهاى.و صورت استفهام و مراد تقريع،تا ما را برگردانى از آنچه ما پدران خود را برآن يافتيم از دين و اعتقاد و طريقت،يقال:لفته يلفته لفتا،و اللّفت،الصّرف فالتفت،قال رؤبه:
و لفّت لفّات لها خضاد
[٢]
وَ تَكُونَ
،عطف است على قوله: لِتَلْفِتَنٰا ،و«لام»كه نصب فعل مضارع كند به اضمار أن[كند] [٣]،و نيز تا باشد شما را خطاب است با موسى و هارون،كبريا و بزرگوارى در زمين گمان بردند كه غرض ايشان طلب پادشاهى و جبّارى است در زمين چنان كه ايشان را در دل بود،و هركس از اعتقاد خود به مردمان نگرد.
آنگه گفتند:ما شما را باور نداريم و تصديق نكنيم و دين پدران رها نكنيم، آنگه فرعون در آن استاد [٤]تا جواب موسى دهد چون گمان برد كه آن سحر است-و روزگار ساحران بود-براى [٥]فرعون را اين خيال قوى شد،كس فرستاد در اقطار ممالك خود و گفت:هركجا ساحرى و جادوى دانا هست [٦]به من آرى.كوفيان خواندند،مگر عاصم:بكلّ سحّار عليم،وزن فعّال للمبالغة.و باقى قرّاء: بِكُلِّ سٰاحِرٍ ،على وزن فاعل،و اين طلب سحر و سحره از فرعون پيش از آن بود كه او به درست ندانست كه موسى با حق [٧]است و آنچه مىنمايد معجز است،و موسى او را گفت: ...لَقَدْ عَلِمْتَ مٰا أَنْزَلَ هٰؤُلاٰءِ إِلاّٰ رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ بَصٰائِرَ [٨].
[١] .آج،بم،لب،آز:حكايت.
[٢] .كذا،در اساس و همۀ نسخه بدلها،ضبط لسان العرب:لفتنّ لفتات لهنّ خضاد.
[٣] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٤] .آو،آج،بم،لب،آز:در استاد،مل:در ايستاد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج+آن.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+او را.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:برحق.
[٨] .سورۀ بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ١٠٢.