روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٢ - ترجمه
آنگه خداى تعالى بازنمود كه:قوم او با او چه كردند و او چه كرد،گفت:
فَكَذَّبُوهُ ،قوم او او را به دروغ داشتند و باور نداشتند او را، فَنَجَّيْنٰاهُ ،ما او را برهانيديم و آن قوم را كه با او در كشتى بودند،و ايشان را در زمين خليفه [١]كرديم،يعنى بازمانده و قائممقام آن هلاك شدگان و آن كافران را كه به آيات ما تكذيب كردند به طوفان غرق كرديم،بنگر تا عاقبت كار آنان كه ما انذار كرديم ايشان را و ايشان نترسيدند و وعظ قبول نكردند به كجا رسيد از بوار و هلاك! آنگه حقتعالى گفت:ما پس از نوح پيغامبر[ان] [٢]فرستاديم به قوم خود،هر پيغامبرى را به قومى،ايشان بيامدند و قوم خود را بترسانيدند و آيات و بيّنات و دلايل و حجج بياوردند،ايشان نيز همان كردند كه قوم نوح كردند از كفران و تكذيب،و ايمان نياوردند به آنچه ايشان تكذيب كرده بودند به آن يعنى كافران پيشين.و «ما»،عبارت است از هرچه ايشان به آن ايمان نياوردند،از آنچه واجب بود كه به آن ايمان آرند از خداى و رسولان او و كتابهاى او،و«ما»موصوله است به معنى الّذي.و قوله: مِنْ قَبْلُ ،اى من قبلهم،و لكن چون مضافاليه بيفگند،اسم را بنا كرد بر ضمّ بناى عارض،كقوله تعالى: لِلّٰهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ [٣]،و كوفيان اين را رفع على الغايه خوانند. كَذٰلِكَ نَطْبَعُ ،اى نختم،ما چنين مهر نهيم بر دلهاى آنان كه ظلم كنند و تعدّى،[و] [٤]از راه حق و فرمان[او] [٥]بگذرند و تجاوز كنند و بيان تأويل اين لفظ كردهايم در سورة الاعراف[١٥٤-ر]،فلا وجه لإعادته.
آنگه گفت:از پس[آن] [٦]پيغامبران موسى و هارون را بفرستاديم به فرعون و قومش،استكبار كردند و ترفّع نمودند و پاى از حدّ بنهادند و مجرم و گناهكار شدند به كفر و عصيان.آنگه [٧]بعضى از قصّۀ موسى و فرعون گفتن گرفت،و بيان كرديم كه وجه تكرار چه باشد در قرآن و به جايهاى ديگر بيان شافى كرده شود-انشاءاللّه و به الثّقة.
گفت: فَلَمّٰا جٰاءَهُمُ ،چون به ايشان آمد يعنى به فرعون و قومش
[١] .آز:خليف.
[٦] [٥] [٤] [٢] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٣] .سورۀ روم(٣٠)آيۀ ٤.
[٧] .اساس+گفت،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،زايد مىنمايد،لذا حذف شد.