روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٧ - ترجمه
مىكنى،بر خود مىكنى ازآنجا كه وبال آن راجع با شماست، [...وَ لاٰ يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلاّٰ بِأَهْلِهِ [١]...،] [٢][و چنان كه گفت] [٣]. ...وَ مٰا ظَلَمُونٰا وَ لٰكِنْ كٰانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ [٤]،و قوله: فَمَنْ [٥]نَكَثَ فَإِنَّمٰا يَنْكُثُ عَلىٰ نَفْسِهِ [٦].
قوله: مَتٰاعَ الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا ،حفص خواند:متاع الحياة الدّنيا،به نصب«عين» على التّحذير،چنان كه الاسد،و المعنى:احذر الاسد،و وجهى دگر آنكه:[به فعلى مضمر منصوب باشد،كانّه قال:تبغون متاع الحياة الدّنيا،مفعول به باشد.و وجهى دگر آنكه مفعول له باشد،لقوله: إِنَّمٰا بَغْيُكُمْ عَلىٰ أَنْفُسِكُمْ مَتٰاعَ الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا. و وجهى دگر آنكه ] [٧]نصب او بر مصدرى محذوف الفعل باشد،كأنّه قال:
تمتّعون متاع الحياة الدّنيا.و باقى قرّاء،به رفع خواندند بر خبر مبتداى محذوف، كأنّه قال:ذاك متاع الحياة الدّنيا.آنگه گفت: ثُمَّ إِلَيْنٰا مَرْجِعُكُمْ ،پس بازگشت شما با ماست،و ما خبر دهيم شما را به آنچه كرده باشى.مورد [٨]اين،مورد وعيد است و تهديد،و خبر دادن كنايت است از جزا دادن-و اين را بيان رفت.
مقاتل گفت: يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ ،بغى [٩]ايشان را در [١٠]زمين به بت پرستيدن بود،و ديگران گفتند:هرچند ما ايشان را نعمت بيش داديم،ايشان مؤمنان را غوايل بيشتر جستند.
آنگه مثل زد دنيا[را] [١١]و تشبيه كرد او را به آنچه مردم را از آن رغبت ببرد، گفت: إِنَّمٰا مَثَلُ الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا ،و[مثل [١٢]و] [١٣]مثل يكى باشد،كشبه و شبه.و دنيا تأنيث ادنى باشد،افعل تفضيل،و آن صفت حيات است.و اين را براى آن حيات دنيا خواند كه پس از اين حياتى ديگر خواهد بودن در عقبى.آنگه گفت:با چه
[١] .سورۀ ملائكۀ(٣٥)آيۀ ٤٣.
[٢] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،از قرآن مجيد افزوده شد.
[٣] .اساس:ندارد،از مل،افزوده شد.
[٤] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٥٧.
[٥] .اساس:و من،به قياس با قرآن مجيد،تصحيح شد.
[٦] .سورۀ فتح(٤٨)آيۀ ١٠.
[٧] .اساس:افتادگى دارد،به قياس با نسخۀ آج،افزوده شد.
[٨] .اساس:يعنى،به قياس با نسخۀ مج،لب،بم،مل تصحيح شد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:و مورد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:ايشان در.
[١٣] [١١] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[١٢] .مج:مثال.