روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٦ - ترجمه
فَرِحُوا بِهٰا ،ضمير راجع است با باد،[و] [١]جٰاءَتْهٰا ،«ها»ضمير فلك است كه به جمع كرد آن را،و عاصف،از اوصاف مخصوصه است،براى آن«تا»ى تأنيث در او نياورد فى قول الكوفيّين:كحائض و طالق و طاهر و طامث،چون اين اوصاف مختص است به زنان و مشترك نيست بين الرّجال و النّساء،به[تا] [٢]ى تأنيث[١٣٨-پ]حاجت نبود تا فرق كند بين المذكّر و المؤنّث.و بصريان گفتند:اين علّت مطّرد نيست و انّما بر سبيل نسبت است،اى ذات حيض و طهر و طلاق و ريح ذات عصف [٣]،و العصف شدّة الرّيح و لا يستعمل الّا في الرّيح،قال الشّاعر:
حتى اذا عصفت ريح مزعزعة
فيها [٤]قطار و رعد صوته رجل
وَ جٰاءَهُمُ الْمَوْجُ
،«هم»ضمير راكبان درياست،و موج اسم جنس است و قوله:
أُحِيطَ بِهِمْ ،كنايت است از هلاك،و منه قول اللّه تعالى [٥]: وَ اللّٰهُ مِنْ وَرٰائِهِمْ مُحِيطٌ [٦]،اى مهلك لهم [٧]. دَعَوُا اللّٰهَ ،جواب«اذا»است،و عامل در او.و مُخْلِصِينَ ،نصب بر حال است.و«دين»،طاعت است و نصب او بر مفعول به است،و قوله: لَئِنْ أَنْجَيْتَنٰا ،در كلام حذفى و اختصارى هست،و التّقدير:يقولون لئن انجيتنا.و عرب حذف بسيار كنند چنان كه بسيار جاى نظاير آن برفت.و هٰذِهِ ،راجع است با حالت يا شدّت و محنت،و«لام»اوّل در لَئِنْ [٨]جواب قسمى مضمر است،و در دوم، لَنَكُونَنَّ ،جواب«ان»است.و«نون»تأكيد راست،و«من»،تبيين راست و تبعيض نيز محتمل است.
آنگه حقتعالى در آيت ديگر گفت:وفا نكردند به آنچه گفتند،چون با حال سلامت و نجات افتادند با سر بغى و ظلم رفتند.و نجات،رستگارى باشد،و انجيته و نجّيته به معنى واحد باشد،و نجوت به همچنين.و قوله: إِذٰا هُمْ ،مفاجات راست، كه بنگرى ايشان در زمين بغى مىكنند به ناحق.آنگه گفت:اين ظلم كه بر يكديگر
[٢] [١] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٣] .اساس:عاصف،به قياس با نسخۀ مج،تصحيح شد.
[٤] .آو،آج،بم،آز:منها.
[٥] .همۀ نسخه بدلها بجز بم و آز قوله تعالى.
[٦] .سورۀ بروج(٨٥)آيۀ ٢٠.
[٧] .آو،آج،لب،آز:اى مهلكهم لهم.
[٨] .اساس:اين،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.