روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٠ - ترجمه
فاعل اين افعال است،خداوند شماست بهدرستى و سزاى خداوندى و مستحقّ عبادت.
چون درست شد كه حقّ اوست،از پس حق چه باشد جز ضلال و گمراهى! فَأَنّٰى تُصْرَفُونَ ،چگونه مىبرگردانند [١]شما را،و معنى آنكه:چگونه مىگردى از او و معرفت و عبادت او با چندين آيات و دلالات و عبر و عجايب!آنگه براى آن به لفظ ما لم يسمّ فاعله گفت از قوّت آنكه[] [٢]بههيچوجه از آن انصراف و عدول و نفه [٣]نمىكنند تا پندارى در آن مختار نهاند [٤].و مورد آيت مورد انكار است،و اگر فعل او بودى،هيچكس بر فعل خود منكر نشود،پس در آيت دليل است بر آنكه انصراف ايشان و كفر ايشان به فعل و مشيّت خداى نيست.
قوله: كَذٰلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ ،اهل مدينه و ابن عامر خواندند اين جا و در آخر اين سورت و در سورة المؤمن:«كلمات»على الجمع،و دگر قرّاء بر وحدان [٥]خواندند: كَلِمَةُ رَبِّكَ .معنى كلمه،آن خبر است كه خداى داد به آنچه در لوح بنوشت از آنچه در سابق علم او رفته بود كه:ايشان ايمان نيارند.و آنكه بر جمع خواند،گفت:آن [٦]جملۀ كلمات باشد تا [٧]كلامى از او حاصل آيد،و هم اين معنى در كلمه كه لفظ واحد است برود براى آنكه ايشان قصيدهاى را و خطبهاى را كلمه خوانند،و اگرچه لفظ واحد بود بر جنس حمل كنند صالح بود واحد را و جمع را، قوله: كَذٰلِكَ ،محلّ«كاف»نصب است،و تقدير آن است مثل افعالهم جازاهم.
[در آنكه ] [٨]مشبّه به في كَذٰلِكَ چيست دو قول گفتند،يكى آنكه:ليس بعد الحقّ الّا الضّلال.آنگه [٩]اين حقّ است كلمۀ عذاب را و وجوب آن را بر ايشان در حقّى و درستى [١٠]نسبت [١١]كرد به آن.دوم آنكه:آنچه رفت پيش[از اين] [١٢]از عصيان ايشان جزا برآن حق است و واجب.همچنين كلمت و حكم كردن به كفر بر اينان
[١] .مل:مىگردانند.
[١٢] [٨] [٢] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:تعدّى.
[٤] .آو،آج،بم،آز:مختارند.
[٥] .مل:واحد آن.
[٦] .مل،مج:از.
[٧] .مل،مج:يا.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز آو،مل و مج:آنكه.
[١٠] .آج،لب،آز:در حقّى و راستى.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:تشبيه.