روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٧
دوام السّماوات و الارض،و مثال اين چنان بود كه كسى گويد كه:[لي] [١]عليك الالف الّا الفين الّذي [٢]اقرضتكها [٣]وقت كذا،مرا هزار دينار بر تو است الّا آن دو هزار،يعنى جز آن دو هزار را كه به قرض به تو دادم فلان وقت،و لا بدّ است از اين تأويل براى آنكه استثنا بيشتر از كمتر درست نباشد،و اين جواب اختيار فرّاء است و جماعتى مفسّران.
وجهى ديگر آن است كه:مراد به استثناء،آن اوقات است كه ايشان در دنيا باشند و در برزخ و [٤]موقف قيامت،پيش ازآنكه به بهشت يا به دوزخ شوند،براى آنكه چون ذكر خلود كرد در حقّ ايشان-و اين از خلود بيرون است-به استثنا بايست كردن كه داخل نيست در آن جمله.
و وجه سهام[آن است] [٥]كه:مراد به الّا«واو»عطف است،[و المعنى:و ما] [٦]شاء ربك من الزّيادة عليه،و از جملۀ استشهادات از اين وجه،قول شاعر است:
و كلّ اخ مفارقه اخوه
لعمر ابيك الّا الفرقدان
يعنى و الفرقدان،و قول الآخر [٧]:
و ارى لها دارا باغدرة السّي
دان لم يدرس لها رسم
الّا رمادا هامدا دفعت [٨]
عنه الرّياح خوالد سحم
مراد به الّا در اين بيت اگر«واو»نبود،كلام متناقض باشد براى آنكه گفت:
رسم سراى مندرس شده است الّا رمادى كه مانده است به دفع [٩]سنگهاى ديگپايه بادها را از او.اگر الّا استثناء باشد كلام متناقض بود آنگه راست بدى كه گفته بودى كه:رسم مندرس شده است تا«الّا»به جاى خود بود [١٠].
و وجه چهارم آن است كه:اين استثناء[از] [١١]دوام [١٢]آسمان و زمين نباشد،و انّما
[١١] [٦] [٥] [١] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:الّا الالفين الّذين.
[٤] [٣] .همۀ نسخه بدلها:و در.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:قال آخر.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز لب:رفعت.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:رفع.
[١٠] .مل:بودى.
[١٢] .اساس:دوم،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.