روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٠ - ترجمه
ترتيب،و هركس را كه خواهى بيارى،در خواهى و بخوانى و[بدو] [١]استغاثت و استعانت كنى،اگر هيچ راست مىگوى!امّا قوله: فَأْتُوا بِسُورَةٍ[مِثْلِهِ] [٢]،و لم يقل:
مثلها،در او دو وجه گفتند،يكى آنكه:راجع است با قرآن،و آن [٣]قول اولىترست، و قولى ديگر آنكه: فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ ،مثل سورت،و اين قول هم بر تأويل آن باشد كه حمل كنند سورت را بر معنى،و سورت،منزلتى باشد محيط به آيات خداى تعالى چون احاطت سور كه بارۀ [٤]شهر[باشد] [٥]به شهر.
آنگه حقتعالى بازنمود كه:ايشان چرا تكذيب كردند اين كتاب را،گفت:
براى آنكه ندانستند،به دروغ داشتند،و در مثل گفتهاند:النّاس اعداء ما جهلوا، مردم دشمن آن باشند كه ندانند،و در قرآن بسيار چيزهاست [٦]كه هركس نتواند بدانستن،الّا،مگر كه [٧]انديشه كند يا رجوع كند با رسول-عليه السّلام-براى آنكه، قرآن بهرى محكم است كه مراد از او به ظاهر بدانند،و بهرى متشابه است كه معنى از او به ظاهر ندانند،بل محتاج باشند به دليلى و مفسّرى كه بيان مراد كند،كالصّلاة و الزّكاة و الصّوم و الحجّ و غير ذلك. وَ لَمّٰا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ ،و تأويل آن هنوز به ايشان نيامد،و تأويل آن باشد كه يؤول اليه عاقبة الامر.بعضى مفسّران گفتند:مراد به تأويل،تفسير است،و ضحّاك گفت:آنچه عاقبت با آن شود از ثواب و عقاب.
آنگه گفت:همچنين تكذيب كردند و دروغ داشتند آنان كه پيش ايشان بودند، يعنى نه اوّل مكذّب اينانند [٨]رسولان را-عليهم السّلام-پيش از اينان مكذّبان بودهاند، و لكن بنگر تا عاقبت ايشان كجا رسيد از هلاك و عذاب استيصال،عاقبت اينان كه عمل ايشان بر دست دارند هم اين بود،و اين بر سبيل تهديد و وعيد فرمود [٩].
كَيْفَ ،در محلّ نصب است به خبر كان،و«انظر»در او عمل نكند،براى آنكه
[٥] [١] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٢] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،از قرآن مجيد افزوده شد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:اين.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:باروى.
[٦] .آج،آز:خبرهاست.
[٧] .آو،بم،مج:الا مگر كسى كه،آج،لب،آز:الّا كسى كه.
[٨] .لب+و.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+و.