روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٣ - ترجمه
كه:الا ان يموتوا [١]،الّا كه بميرند.و قوّت اين قول،قرائت ابى است:في قلوبهم حتّى الممات،و قوله: تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ ،عبارت باشد ازآنكه بميرد و دلهاشان بپوسد و بريزد.بر اين وجه [٢]،استثناى منقطع باشد،و اگر به جاى [٣]إِلاّٰ در اين آيت كه به معنى استثناست«الى»بنهند،معنى [٤]همان باشد براى آنكه«الى»انتهاى غايت را بود،و استثنا اينجا از زمان مستقبل باشد،و زمان مستقبل را نهايت به او رسد،و مثله قولهم [٥]:لالزمنّك او تعطيني حقي.معنى [٦]محتمل است هر دو وجه را،الى ان تعطيني و الا أن تعطيني حقي. وَ اللّٰهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ،و خداى تعالى داناست به آنچه در دلهاى ايشان است،حكيم است در آنچه فرمود از هدم و احراق مسجد ضرار.
قوله: إِنَّ اللّٰهَ اشْتَرىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوٰالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ،خداى -جلجلاله -چون حديث كافران و منافقان بكرد و بازنمود كه ايشان به آنچه مىكنند مستحقّ كشتناند،مسلمانان را ترغيب كرد بر جهاد ايشان،گفت: إِنَّ اللّٰهَ اشْتَرىٰ ، خداى بخريد از مؤمنان جانها و مالشان به آنكه به بها بهشت بدهد.
محمّد بن كعب القرظىّ گفت:سبب نزول آيت آن بود كه،چون انصاريان ليلة العقبه با رسول اللّه بيعت كردند به مكه-و ايشان هفتاد مرد بودند-عبد اللّه رواحه گفت:يا رسول اللّه!شرطى كه خداى را با ما هست و شرطى كه تو را هست با ما بگو،گفت:
امّا شرط خداى من آن است كه:[او را پرستى و به او شرك نيارى و انباز نگيرى.و شرط من آن است كه:] [٧]آنچه جان و مال خود را از آن حمايت كنى مرا از آن حمايت كنى.گفتند:كرديم يا رسول اللّه!فما لنا،ما را چيست؟گفت:الجنة، بهشت شما راست.گفتند:ربح البيع لا نقيل و لا نستقيل،ما قيله نكنيم و قيله نخواهيم،خداى تعالى اين آيت فرستاد.
اهل اشارت گفتند:قيمت متاع به سه چيز پيدا شود:به مشترى و دلاّل و بها.
[١] .مل،مج:تموتوا.
[٢] .آو،بم:دو وجه.
[٣] .آو،آج،بم،لب+اين.
[٤] .آو،آج،بم،لب:به معنى.
[٥] .اساس:قوله،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٦] .آو،آج،بم،لب:به معنى.
[٧] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.