روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٣ - ترجمه
و يقول العرب:اوه [١]من كذا،قال الشاعر:
فأوه [٢]لذكراها اذا ما ذكرتها
و من بعد ارض دونها و سماء
و عرب،أوه گويد،و ثلاثى مجرّد نيامده است از او،و اگر آمده بودى،آه يئوه [٣]على وزن قال يقول.و الحليم [٤]،بردبارى باشد كه شتاب نكند به عقاب و مهلت دهد مستحق را به مقتضى حكمت با آنكه قادر باشد بر تعجيل عقوبت.
قوله: وَ مٰا كٰانَ اللّٰهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَدٰاهُمْ -الآية،مجاهد گفت:وجه اتّصال آيت به آيت مقدّم [٥]آن است كه خداى تعالى چون مسلمانان را نهى كرد ازآنكه براى كافران استغفار كنند آنان كه پيش از آن استغفار كرده بودند،گفتند:يا رسول اللّه!پس حكم ما چيست كه ما ندانستيم كه نشايد [٦]،خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت:خداى اضلال نكند گروهى را پس ازآنكه هدايت داد ايشان را، يعنى حكم نكند به ضلال ايشان پس ازآنكه توفيق ايمان داد ايشان را،و با ايشان الطاف[١١٩-پ]كرد كه ايشان عند آن اختيار ايمان و طاعت كردند تا بيان كند ايشان را آنچه ايشان را واجب است از آن اجتناب كردن،پس مجاهد گفت:اين آيت خاصّ است در استغفار براى مشركان،و عامّ است در ساير معاصى.
مقاتل و كلبى گفتند:سبب نزول آيت آن بود كه،خداى تعالى احكامى در شرع بفرمود از:قبله [٧]،فرائض و جز آن.جماعتى مسلمانان ياد گرفتند و كار بستن گرفتند آن را و غايب شدند برآن،خداى تعالى آن احكام منسوخ بكرد.چون از سفرها بازآمدند،رسول-عليه السّلام-و صحابه برخلاف آن عمل مىكردند،گفتند:يا رسول اللّه!حكم ما چيست در آنكه عمل كرديم برآن و ندانستيم كه منسوخ است؟ خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت:من اضلال هيچ قوم نكنم پس از هدايت يعنى ابطال عمل ايشان نكنم كه بر منسوخ عمل كرده باشند نه به قصد،بل از سر نادانى تا
[١] .اساس:أوّه،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٢] .اساس:فأوّه،آو،آج،بم:تأوه،با توجه به قرينۀ فوق:يقول العرب،تصحيح شد.
[٣] .آو،آج،بم:يئوه.
[٤] .مل:و حليم.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:اوّل.
[٦] .آو،بم،لب:نبايد كرد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+و.