روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٤ - ترجمه
استقامت كنى و در اوامر راست باشى و بر سر دعوت و اداى رسالت باشى.و اگر حمل كنند بر ظاهر اولىتر بود براى آنكه ممتنع نبود كه اين دعا موسى و هارون كرده باشند.و در خبر چنين مىآيد كه:چون موسى دعا كردى،هارون آمين گفتى، از اين جا گفت: أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمٰا .و دعوت،طلب فعل باشد به صيغت امر،چنان كه گفت:اللّهمّ اغفر لنا و ارحمنا و عافنا و اعف عنّا،و نيز به لفظ ماضى آيد [١]:غفر اللّه لك و عفا عنك. وَ لاٰ تَتَّبِعٰانِّ ،و بههيچوجه متابعت مكنى ره جاهلان را كه ايشان چيزى ندانند.و اين«نون»تأكيد است مثقّل.و ابن عامر،به«نون»خفيف خواند و اسكان«تا»ى دوم من التّبع.
وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِي إِسْرٰائِيلَ الْبَحْرَ ،خداى تعالى در اين آيت خبر داد كه:ما بنى اسرايل را چگونه به دريا گذر داديم،گفت:ما بگذرانيديم ايشان را به دريا.
فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ ،فرعون و لشكرش به دنبال ايشان بيامدند،و از [٢]آن بود كه اهل سير روايت كردند به الفاظ مختلفه و معانى متّفقه كه:چون خداى تعالى خواست تا فرعون را هلاك كند،موسى را فرمود تا بنى اسرايل را گفت تا برفتند و جمله حلىّ و جواهر قبطيان بستدند و گفتند:ما را عروسى هست.قبطيان جمله حلىّ خود به ايشان دادند و ايشان آن شب برخاستند و از شهر بيرون شدند،و خداى تعالى شب [٣]دراز بكرد و خواب بر قبطيان غالب شد تا هيچ از رفتن ايشان خبر نداشتند.و موسى-عليه السّلام-ايشان را ببرد،و ايشان سيصد [٤]هزار مرد بودند [٥]و بيست هزار مرد بودند،و هركه هفتادساله بود در اين شمار نبود،و هركه بيستساله بود در اين عدد نبود،و آن شب هيچ سراى نبود از آن قبطيان كه در آن سراى كودكى [٦]و دو سه [٧]نمرد.ايشان بر دگر روز برخاستند و به تجهيز و دفن ايشان مشغول شدند،و كس با
[١] .آو،آج،بم،مج،لب،آز+چنان كه،مل:چنان كه گفت.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:آن.
[٣] .آج،لب،آز:آن شب را،آو،بم،مل،مج:آن شب.
[٤] .آو،بم:شصد،مل:شصت،آج،مج،لب،آز:ششصد.
[٥] .آو،آج،بم،مل،لب،آز:هزار و
[٦] .آج،لب،آز:كودك.
[٧] .آو،بم،لب،آز:دو و سه،مل:دو سه.