روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٦ - ترجمه
سبطى به راهى فروشوند [١].چون پارهاى برفتند گفتند:ما خبر بنى اعمام خود نداريم [٢]و نبايد تا [٣]غرق شده باشند.خداى تعالى فرمان داد تا آن [٤]كوههاى آب طاق طاق شد [٥]تا ايشان يكدگر را مىديدند.چون ايشان جمله در دريا [٦]آمدند،فرعون به كنارۀ دريا رسيد با لشكر خود.چون دريا ديد [٧]برآن جمله بترسيد،و دانست كه آن از آيات خداى است.لشكر گفتند:فروبايد رفتن.او گفت:نشايد رفتن،و در اين باب گفتى بكردند.جبريل-عليه السّلام-بيامد بر ماديانى نشسته و در پيش اسب فرعون راند تا به كنارۀ دريا،و اسب در دريا راند.اسب فرعون اسبى فحل بود،از پى ماديان در رفت و فرعون [٨]بازنتوانستداشتن.و ميكايل-عليه السّلام-بر ساقۀ لشكر فرعون مىآمد تا همه را به دريا فروكرد [٩].چون اينان جمله در دريا آمدند،و ايشان جمله از دريا برآمدند،خداى تعالى آن طاقها [١٠]بر هم زد و دريا پرآب شد.فرعون بديد كه غرق نزديك رسيد،گفت:امنت،ايمان آوردم به خداى بنى اسرايل.جبريل -عليه السّلام-پارهاى از گل دريا بگرفت [١١]و در دهن او زد و گفت:الن [١٢]و قد عصيت قبل.
كعب الاحبار گفت:روزى جبريل-عليه السّلام-بيامد بر صورت مردى به فرعون.و او را گفت:من از راه دور آمدم [١٣]و مرا فتوى هست،از تو مىبپرسم،مرا فتوى كن،گفت:چيست آن؟گفت:چه گويى در بندهاى كه او را خداوندى باشد منعم بر او بر [١٤]انواع نعمت،چون نعمت او بر او از حدّ و اندازه برود به بدل شكر، كفران آرد و گويد:خداوند منم،سزاى او چه باشد؟گفت:سزاى او آن باشد كه به درياش غرق كنند،گفت:بر نويس.او بر نوشت بر [١٥]خطّ خود،يقول ابو العبّاس
[١] .آو،آج،بم،لب،آز:شدند.
[٢] .آو،آز،بم،لب،آز:نمىداريم.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:شايد كه.
[٤] .مل+همه.
[٥] .آج،لب،آز:شدند.
[٦] .مل:در آب در.
[٧] .مل:دريا را بديد.
[٨] .آج،لب،آز+او را.
[٩] .آو:فرود كرد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل+ى آب.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:بر گرفت.
[١٢] .اساس:الان.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:آمدهام.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها:به.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها بجز آز:به.