روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٠ - ترجمه
پهلو خفته باشد و اگر بر جاى نشسته باشد و اگر بر پاى استاده باشد،از براى كشف ضرّ و بلا را،و غرض او آن باشد نه طلب ثواب آخرت.و قوله: لِجَنْبِهِ ،اى مضطجعا لجنبه،يقال:فلان مضطجع لجنبه و على جنبه،و سقط لجنبه و على جنبه و خرّ على وجهه و على وجهه،و نصب همه بر حال است.آنگه [١]ما كشف ضرّ او كنيم و رنج از او برداريم و از بيمارى او را شفا دهيم و درويشى و تنگدستى از او ببريم.مرّ،اى استمرّ على طريقته الاولى،با سر طريقه اوّل شود باز [٢]دعا رها كند و آن بلا فراموش كند و با سر غفلت و معصيت شود، كَأَنْ لَمْ يَدْعُنٰا ،«كاف»تشبيه است و«انّ» مخفّفه است از ثقيله و هرچه امثال اين است من قوله تعالى: كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا... [٣]،و: كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ... [٤]،و: كَأَنْ لَمْ يَلْبَثُوا... [٥]،همه اين حكم دارد و ضمير شأن و كار در او مضمر بود،و التّقدير:كأنّه لم يدعنا،و قال الشّاعر:
كان لم يكونوا حمى متقى
اذا الناس اذ ذاك من عزّ بزّ
اى،كانهم لم يكونوا،پندارى هرگز ما را نخوانده است الى ضرّ،اى لضرّ،براى محنتى كه به او رسيد و او را پيش آمده.و«الى»،اين جا به جاى«لام»است،چنان كه بيان كرديم كه اين دو حرف متعاقب [٦]باشند.آنگه گفت: كَذٰلِكَ زُيِّنَ ، همچنين بيارايند براى مسرفان [٧]و متعدّيان عمل ايشان.و«ما»مصدريّه است،و معنى آنكه:عمل ايشان بر چشم ايشان نكو باشد ازآنجا كه انديشه نكرده باشند و ندانسته، چنان كه گفت: ...وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً [٨]،و اضافت فعل ممكن است [١٣٣-پ]كه با شيطان حوالت باشد به اغراء و اغواء،و رواست كه با خداى بود به خلق شهوت،چه خلاف نيست كه شهوت به قبايح خدا آفريند،آنگه ياد دارد [٩]خلقان را هلاك آن ظالمان و كافران كه پيش ايشان بودند.
[١] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[٢] .اساس:از،به قياس با نسخه آج،تصحيح شد.
[٣] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ٩٢.
[٤] .سورۀ يونس(١٠)آيۀ ٢٤.
[٥] .سورۀ يونس(١٠)آيۀ ٤٥.
[٦] .آو،آج،بم:معاقب.
[٧] .اساس:مشركان،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٨] .سورۀ كهف(١٨)آيۀ ١٠٤.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:ياد داد.