روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٢ - ترجمه
گويند آنان كه به بعث و نشور و ثواب و عقاب و جزاء و لقاء ايمان ندارند،اميد [١]ثواب ندارند و ترس عقاب،گويند:ائت بقران غير هذا،قرآنى دگر بيار جز از اين يا بدل كن آن را به قرآنى دگر،جواب ده اى محمّد ايشان را و بگوى كه:مرا نباشد كه آن را بدل كنم از بر خود،و اصل تلقاء،جهت برابر باشد،و مراد آن است كه:
من عند نفسى. إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا يُوحىٰ إِلَيَّ .«ان»،به معنى«ما»ى نفى است،بگو كه من متابعت نكنم الا آن را كه به من وحى كرده باشند،يعنى كه من[جز] [٢]از وحى نگويم و از تلقاء نفس خود هيچ نگويم،چه اگر چنين كنم ايمن نباشم از عذاب روزى عظيم،يعنى روز قيامت.و آنكس كه بدين آيت تمسّك كرد در آنكه نسخ قرآن به سنّت نشايد كردن براى آنكه رسول مىگويد:مرا نباشد كه آن را بدل كنم از خود،او را گوييم:اين مسلّم است كه رسول را اين نباشد و جز به وحى نگويد،و لكن آنچه او گويد از سنّت كه قرآن بدان نسخ كنند،نه از او باشد،از خداى تعالى بود،چه او از خويشتن هيچچيزى نگويد مگر به وحى،بيانه: وَ مٰا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوىٰ، إِنْ هُوَ إِلاّٰ وَحْيٌ يُوحىٰ [٣]،پس استدلال به اين آيت در اين باب بعيد است.
آنگه تنبيه كرد ايشان را بر نبوّت خود و صحّت[قول] [٤]خود گفت:بگو اى محمّد: [قُلْ] [٥]لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مٰا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ ،انديشه نكنى كه من سالهاى دراز است تا در ميان شما ام،هرگز از اين معنى بر دل من و خاطر من گذر نكرد و تعرّض و مثل اين [٦]نكردم [٧]،اگر نه آنستى كه خداى مىفرمايد و مىخواهد از من اين معنى هم نكردمى،گفت،بگو اى محمّد كه:اگر خداى خواستى،من اين قرآن بر شما نخواندمى، وَ لاٰ أَدْرٰاكُمْ بِهِ ،و نه خداى شما را به آن اعلام كردى،يقال:ذريت كذا و
[١] .مل:و اميد.
[٤] [٢] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،افزوده شد.
[٣] .سورۀ نجم(٥٣)آيۀ ٣ و ٤.
[٥] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ مل،از قرآن مجيد افزوده شد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:تعرض مثل اين.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+اكنون.