روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٩ - ترجمه
خداى را به آنچه او نداند در آسمانها و نه در زمين،منزّه است او و بزرگوار از آنچه انباز مىگيرند.
و نبودند مردمان مگر يك گروه،خلاف كردند [١]و اگر نه سخنى است سابق شده از خداى تو،حكم كردند [٢]ميان ايشان در آنچه در آن خلاف مىكردند [٣].
[١٣٣-ر] و مىگويند چرا فرونفرستادند بر او آيتى از خدايش [٤]بگو كه:غيب خداى راست،گوش دارى كه من با شما از گوشدارندگانم.
و چون بچشانيم مردمان را رحمتى [٥]از پس سختى كه رسد ايشان را چون بنگرى ايشان را مكرى بو[د] [٦]در آيات[ما] [٧]بگو خداى زودعقابتر [٨]است،و [٩]پيغامبران ما،يعنى فريشتگان مىنويسند آن مكر كه شما مىكنى.
قوله تعالى: وَ إِذٰا مَسَّ الْإِنْسٰانَ الضُّرُّ دَعٰانٰا لِجَنْبِهِ ،حقتعالى در اين آيت جزع آدمى و قلّت صبر او بيان كرد و بازنمود كه:چون ادنى [١٠]مايه رنجى به او رسد[در درگاه من آيد و خويشتن با دعا و تضرّع دهد على الحالات،گفت:چون آدمى را رنج رسد] [١١]از بيمارى و درويشى و هر رنجى كه مردم را رسد.و ضرّ،بر درويشى و بيمارى بيشتر حمل كنند،در دعا گيرد و ما را خواندن گيرد در ساير احوال [١٢]اگر بر
[١] .آو،آج،لب:اختلاف كردند.
[٢] .آو،آج،لب:حكم كردندى.
[٣] .آو،آج،لب،خلاف مىكنند.
[٤] .اساس:خدايشان،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٥] .آو:بخشايش،آج،مج،لب:بخشايشى.
[٧] [٦] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٨] .آو،آج،لب:زودعذابتر.
[٩] .آو،آج،لب:كه.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:به آدمى.
[١١] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،افزوده شد.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:احوالش.