روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٤ - ترجمه
وهب بن منبّه مىگويد:خداى تعالى را،هيجده [١]هزار عالم است،دنيا يكى از آن است،و آنگه عمارت دنيا به اضافت با خرابش چنان است كه خيمهاى در بيابانى.
ابو سعيد خدرىّ [٢]گفت:خداى تعالى را چهل هزار عالم است،دنيا از شرق تا غرب يك عالم است [٣].مقاتل بن حيّان گفت:خداى تعالى را هشتاد هزار عالم است:چهل هزار در بحر،و چهل هزار در برّ.
كعب الاخبار گفت:عدد عالمها جز خداى تعالى نداند كه آفريد-و اللّه أعلم بتفاصيل معلوماته و مقدوراته،و ما علمنا بذلك الّا كما قال اللّه-جلّ و عزّ: وَ مٰا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاّٰ قَلِيلاً [٤].
قوله تعالى: اَلرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ ،و تفسير اين [٥]برفت.اگر گويند:چرا تكرار نمود با قرب عهد به اين دو كلمه،چه در آيت تسميت برفت،خصوصا بر مذهب آنان كه بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ ،آيتى شمرند از فاتحه؟جواب [٦]گوييم:چون خلقان را فرمود كه:ابتداى كارها به نام او كنند و نام خود [٧]«اللّه»فرمود،آنگه آن اسم را وصف كرد به«رحمان»و«رحيم»،بعد از آن فرمود كه:خلقان حمد و شكر او كنند.
و صفت ديگر خود را اين گفت كه: رَبِّ الْعٰالَمِينَ است،خواست تا علّت استحقاق حمد به خلقان نمايد،گفت:اين استحقاق حمد هم [٨]آن است كه استحقاق تقديم نام من [٩]بر كارها،كه من«رحمان»و«رحيم»ام،يعنى منعم به انواع نعمت از نعم دنيا و آخرت و عاجله و آجله.و«لام»تعريف عهد در او آورد تا بدانند كه:اين آفريدگار و پروردگار جهانيان،همان خداى منعم است كه وصف او در آيت تسميت برفت،چه قريبتر مذكورى[١٣-پ]او بود كه حوالت بدو شايد كردن [١٠]-و اللّه اعلم بما أراد منه.
[١] .مج،آج،لب،فق،وز،مر:هژده،دب:هيژده.
[٢] .آج،لب،فق:بررى،مب،مر:بربرى.
[٣] .مج،وز+از آن.
[٤] .سورۀ بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ٨٥.
[٥] .مب،مر+دو اسم.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+آن است كه.
[٧] .مب،مر+را.
[٨] .مج،وز،مب+از.
[٩] .مج،دب،آج،لب،فق،وز:آن،لب،مر:او.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:شايست كردن.