روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٨ - ترجمه
چشمه.«منه»اى من الحجر،از او،يعنى از سنگ.
اِثْنَتٰا عَشْرَةَ عَيْناً ،دوازده چشمۀ آب.و«عين»،از اسماء مشتركه است،عين چشم باشد و چشمۀ آب باشد،و عين الميزان،چشمۀ ترازو باشد،و عين الرّكبة،سر زانو باشد،و عين زر باشد،و عين الشّىء،ذاته و شخصه باشد.
و گفتهاند:تسميت اين جمله به يك نام براى تدوير و تقوير [١]آن است،و تخصيص اين عدد براى آن بود كه ايشان دوازده سبط بودند از دوازده فرزند يعقوب -عليه السّلام.و عين مؤنّث اللّفظ است،براى آن«اثنتا عشرة»گفت،«تا»در «عشرة»و«اثنتا»در آورد.و نصب او بر تميز است.و«الف»تثنيه علامت رفع بود،و«يا»علامت نصب و جرّ،و رفع اين جا به فاعليّت است،و نصب في قوله:
وَ بَعَثْنٰا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً [٢]... ،به مفعوليّت.
قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنٰاسٍ مَشْرَبَهُمْ ،هر سبطى از اسباط چشمۀ خود شناختندى.و مراد به«اناس»،سبطى از اسباط است،يعنى كلّ سبط مشربهم.«مشرب»،جاى شرب باشد،و به معنى مصدر باشد چون:مدخل و مخرج و مطلع. كُلُوا وَ اشْرَبُوا ،تقدير چنان است كه:و قلنا لهم،از جملۀ آن مواضع است كه قول در او حذف كرده است، چون حال بر اين جمله بود،ما ايشان را گفتيم: كُلُوا وَ اشْرَبُوا ،بخورى از اين«منّ»و «سلوى»،و بازخورى از اين چشمههاى [٣]آب كه من شما را روزى كردهام.
و حدّ روزى بگفتيم،و روزى را با خود حوالت كرد ازآنجا كه او آفريند [٤]،و اسباب رسيدن از تمكين[٩٢-ر]و آلات او كند. وَ لاٰ تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ،و در زمين فساد مكنى.و العثوّ و العيث،اشدّ الفساد،و اين مقلوب است به اتّفاق المعنى، يقال:عثا يعثو عثوّا و عاث يعيث عيثا و عثى يعثى عثيّا،هم لغتى است در اين معنى، قال عدىّ بن الرّقاع:
لو لا الحياء و انّ رأسي قد عثا
فيه المشيب لزرت أمّ الهيثم
و قال رؤبة:
[١] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،مر:تغوير.
[٢] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ١٢.
[٣] .اساس:چشمهاء/چشمههاى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:آفريد.