روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٣ - ترجمه
عبد اللّه عبّاس گفت:مراد گفتن لاالهالاّاللّه است،و رفع او بر خبر مبتداى محذوف است،تقدير چنين است كه:مسئلتنا حطّة،و مجاهد گفت:آن درى بود از درهاى بيت المقدّس كه آن را باب حطّه گفتند:بهرى [١]دگر گفتند:در آن قبّه بود كه موسى در آنجا نماز كردى.و اصمّ گفت:مراد [٢]باب راهى از راههاى آن شهر است،چنان كه گويند:هذا باب الأمر،اى وجهه.
و سعيد جبير گفت:مراد به حطّه استغفار است كه به استغفار حطّ [٣]گناه باشد، و نصب را در عربيّت وجهى باشد،و وجه او مصدر بود از فعلى محذوف و لكن نخواندهاند.
نَغْفِرْ لَكُمْ خَطٰايٰاكُمْ ،جزم او براى جواب امر است و براى تضمّن او معنى شرط را.[٩٠-ر]و اصل«غفر»،و«ستر»بود،و ترك را از اين جا مغفر گويند.و آن خرقهاى كه در زير مقنع زنان بر سر افگنند آن را غفيره [٤]گويند.و غفر،نام ستارهاى است از منازل قمر.و غفر،نكس باشد در بيمارى،يعنى گناهان شما بازپوشيم و برآن محاسبت و معاقبت نكنيم.«خطاياكم»،جمع خطيئة باشد،و جمله گناه [٥]را خطيئت گويند،اگرچه بعمد كرده باشند.
ابن دريد گفت:اسم«خطأ»باشد مقصور مهموز،و خطئ الشّىء آن باشد كه قصد نكنند آن چيز [٦]بباشد،و اخطأ،آن باشد كه خواهد كه بكند و لكن اصابت نبود و كرده نشود.و بعضى اهل لغت گفتند:خطئ و اخطأ به يك معنى باشد،و اشتقاق او از تخطّى باشد،و هو تجاوز المراد و الصّواب.
وَ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ ،«سين»استقبال است،و«زاد»هم لازم باشد هم متعدّى،چون متعدّى باشد به دو مفعول متعدّى بود،نحو قوله: وَ زِدْنٰاهُمْ هُدىً [٧]،
[١] .مج،فق،وز،مب،مر:حطّه.
[٢] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+به.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز مب:و بعضى.
[٤] [٥] .كذا:در اساس،مج،وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:غفير،با توجّه به ضبط لغت و استعمال اهل لسان «غفاره»صحيح است.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج،وز+را.
[٧] .سورۀ كهف(١٨)آيۀ ١٣.