روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٢ - ترجمه
باشد،براى آنكه نسيان مزيل تكليف است و با زوال تكليف ملامت نباشد.و آيت وارد است مورد ملامت [١]،اولىتر آن بود كه حمل كنند بر ترك،چنان كه در قصّۀ آدم برفت في قوله:فنسى [٢]...،اى [٣]ترك،تا هم بر حقيقت باشد و هم بليغتر باشد در باب ملامت.
وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتٰابَ ،«واو»حال را باشد،و حال حالى است كه شما كتاب مىخوانى،يعنى تورات.از اين وجه حمل بايد كردن بر اهل كتاب و آنچه ايشان در تورات يافتند از ذكر رسول-صلّى اللّه عليه و آله-و ذكر تحريض و ترغيب بر صدقات و زكوات [٤]و انواع مبرّت [٥]از صلت رحم و جز آن.و«انتم [٦]»،ضمير مرفوع منفصل باشد،«تتلون»،من تلوت [٧]القرآن،قرآن بخواندم،و اصل او تتبّع باشد،من قولهم:
تلوت [٨]الرّجل اذا تبعته.
آنگه بر سبيل مبالغه گفت: أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ ،شما عقل ندارى،يعنى اين نه كار عاقلان باشد كه تو كسى را چيزى فرمايى،و غرض تو آن باشد تا او برآن كار كند، آنگه تو نكنى آن [٩]را داعى نباشد به كردن [١٠]،پس به منزلت آن بود كه نقض غرض خود كرده باشى،و عاقلان چنين كار نكنند.
و قولى ديگر آن است كه:معنى چنين است كه شما استعمال عقل نمىكنى، كه چنين كردن با عقل در نخورد [١١]،چنان كه شاعر گفت[٧٣-پ]:
لا تنه عن خلق و تأتى مثله
عار عليك اذا فعلت عظيم
و انس مالك روايت كند از رسول-صلّى اللّه عليه و آله-كه گفت:شب معراج كه مرا به آسمان بردند جماعتى را ديدم كه لبهايشان مىبريدند،كلّما قرضت وفت، چندان كه [١٢]مىبريدند باز دگرباره تمام مىشد.من گفتم:يا جبريل!اينان كهاند؟
[١] .مب،مر+را.
[٢] .سورۀ طه(٢٠)آيۀ ١١٥.
[٣] .مج،دب،آج،لب،فق،وز:او.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز وز:زكات.
[٥] .آج،لب،فق،مب،مر:مبرّات.
[٦] .مر+و انتم.
[٧] [٨] .آج،لب،فق،مب،مر:تلاوت.
[٩] .مج،دب،آج،لب،فق،وز:او.
[١٠] .مر+آن.
[١١] .مب،مر:راست نيايد.
[١٢] .مر:هرچند كه.