روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٢ - ترجمه
كه معصيت بسيار كرده باشد و تفصيل آن با ديد آرد [١]،بر او واجب نباشد از هريكى توبهاى كردن،بل او را يك توبه كفايت باشد از همه.و هرچه خداى تعالى كاره بود آن را و رضا نداد به كردن آن.
و توبه از معصيت به معصيت درست نباشد،چنان كه از الحاد به عبادت اصنام.و توبه از بنده درست آيد ما دام تا به حدّ الجاء نرسد،و از علامات مرگ يا اشراط [٢]قيامت چيزى نبيند.و رسول-عليه السّلام-گفت:
انّ اللّه يقبل توبة عبده ما لم يغرغر ،خداى تعالى توبۀ بنده بپذيرد [٣]ما دام تا جانش به حلق نرسيده باشد.
و اتّفاق است كه آدم و حوّا هر دو توبه كردند،و قرآن به اين ناطق است في قوله: قٰالاٰ رَبَّنٰا ظَلَمْنٰا أَنْفُسَنٰا [٤]-الآية.
و خداى تعالى گفت: فَتٰابَ عَلَيْهِ ،و لم يقل عليهما،اكتفاء بالواحد عن الاثنين،چنان كه: وَ إِذٰا رَأَوْا تِجٰارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْهٰا [٥]... ،و قوله: وَ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ... [٦]،و قوله: وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لاٰ يُنْفِقُونَهٰا فِي سَبِيلِ اللّٰهِ [٧]... ،و نگفت:«اليهما»و«يرضونهما»و«ينفقونهما»،و شاعر گفت:
رماني بأمر كنت منه و والدي
بريّا و من جول الطّوىّ رماني
و نگفت:بريّان.
إِنَّهُ هُوَ التَّوّٰابُ الرَّحِيمُ ،توّاب كثير قبول التّوبه باشد،و براى آن«رحيم»ضمّ كرد با اين لفظ تا منبئ باشد ازآنكه خداى تعالى به قبول توبه متفضّل است.
قوله: قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهٰا جَمِيعاً .سؤال كردند كه:چرا اين لفظ تكرار كرد؟يك جواب آن است كه تأكيد را،چنان كه:اذهب،اذهب،چنان كه شاعر گفت:
كم نعمة عندي لكم كمكم و كم
و جواب ديگر آن است كه:به هبوط اوّل نزول خواست از بهشت به آسمان دنيا،و به دوّم نزول خواست از آسمان دنيا به زمين.امر است به هبوط آدم را و حوّا را
[١] .مج،دب،آج،لب،وز،فق،مب:ياد ندارد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:يا شرايط.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:بپذيرفت.
[٤] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ٢٣.
[٥] .سورۀ جمعه(٦٢)آيۀ ١١.
[٦] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٦٢.
[٧] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٣٤.