روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٩ - ترجمه
افروزد،يا مثل كسى است كه در شبى تاريك در بيابانى حاضر آيد،بارانى آيد ايشان را كه در او رعد و برق و صواعق بود،كه سختى بانگ رعد چنان بود كه با آن انگشت در گوش نهند،و درفشيدن [١]برق به صفتى بود كه بيم آن باشد كه چشمها كه راه نبينند.وجه تشبيه و تحيّر و تردّد ايشان است،گاهى ميل كنند به مسلمانان [٢]از روى ظاهر،و گاهى با نزديك كافران مىشوند[٣٦-ر].هرگه كه قسمت غنيمتى باشد و چيزى به ايشان رسد،ميل كنند به مسلمانى، كُلَّمٰا أَضٰاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ .و چون خلاف اين باشد،فرومانند، وَ إِذٰا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قٰامُوا .
قولى ديگر آن است كه:حقتعالى با منافقان مثل زد قرآن را،و تشبيه كرد قرآن را به باران ازآنجا كه در او خير و نفع است،چنان كه در باران.و آنچه در قرآن هست از تهديد و وعيد و ذكر و دوزخ مشبّه است به رعد،و آنچه در قرآن هست از شفا و نور و وعد [٣]خير [٤]و ثواب،ممثّل است به برق و روشنايى او،چنان كه اصحاب رعد انگشت در گوش نهند [٥]ترس آن را كه نبادا كه چيزى شنوند كه موافق راى ايشان نباشد،و اگر چيزى بشنوند كه به بعضى وجوه موافق رأى ايشان بود، اندكى ميل كنند،چنان كه آنكس كه به روشنايى برق پارهاى برود اندك،و چون خلاف اين باشد فروماند [٦].
قتاده مىگويد:اين مثلى است كه خداى تعالى بزد منافقان را در بددلى و بىيقينى و پاى نه بر جاى [٧]،هركجا آوازى بشنوند بترسند و انگشت در گوش نهند ترس هلاك را، حَذَرَ الْمَوْتِ ،چنان كه در دگر آيت گفت: يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ... [٨]،و قوله: كُلَّمٰا أَضٰاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ ،يعنى به نور اظهار كلمۀ اسلام تزجّى روزگار مىكنند. وَ إِذٰا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قٰامُوا ،چون بميرند با ظلم [٩]،عذاب شوند.
قولى ديگر آن است كه:مثل منافق [١٠]چون در اسلام آيد ايمن شود [١١]و حالش
[١] .مب،مر:درخشيدن.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:مسلمانى.
[٣] .آج،لب،فق:رعد.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب و خير.
[٥] .مج+حذر الموت،منافقان و جهودان چون قرآن شنوند،انگشت در گوش نهند.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:فرومانند.
[٧] .مر:و سست قدمى.
[٨] .سورۀ منافقون(٦٣)آيۀ ٤.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:با ظلمت.
[١٠] .دب،آج،لب،فق،مر+زد.
[١١] .وز:ايذا نمىشود.