روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤ - در اقسام معانى قرآن و بيان تفسير او كه
وَ لاٰ تَقْرَبُوا الزِّنىٰ [١] ...، وَ لاٰ تَقْرَبُوا مٰالَ] [٢]الْيَتِيمِ [٣]...،و مانند اين آيات.و قرآن بيشتر از اين جنس است[١-پ].
و قسمت سهام [٤]آنكه به ظاهر آيت مراد معلوم نشود [٥]مفصّل [٦]و آن را مجمل خوانند،مثل قوله تعالى: وَ أَقِيمُوا الصَّلاٰةَ وَ آتُوا الزَّكٰاةَ [٧]...،و قوله تعالى: وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ [٨]...،چه مراد خداى به ظواهر اين آيات مفهوم [٩]نمىشود از تفصيل [١٠]نماز و كيفيّت آن و احوال زكات و كميّت آن و افعال حجّ و احكام آن تا شارع-عليه السّلام-بيان نكند و تفصيل ندهد،ما را راه نباشد به آن و رخصت نباشد خوض كردن در آن جز به وحى از قبل خداى-جلّ جلاله-به شارع-عليه السّلام-چه شرايع تبع مصالح بود و مصالح در اين باب جز خداى تعالى نداند.
و قسمت [١١]چهارم آن بود كه لفظش مشترك بود از ميان دو معنى يا بيشتر،و هريكى از آن روا بود كه مراد بود،اين قسمت [١٢]را متشابه خواند [١٣]،حكم او آن بود كه حمل كنند آن را بر محتملات خود و آنچه ممكن بود كه در لغت آن وجه محتمل بود آن را و دليلى منع نكند از حملش برآن وجه،و قطع نكنند بر مراد خداى تعالى الّا به نصّى از رسول-عليه السّلام-يا از ائمّه-عليهم السّلام-كه قول ايشان حجّت باشد در دين،و هرگه كه آيتى چنين بود كه محتمل بود دو وجه را،و دليلى پيدا شود كه [١٤]يك وجه نشايد كه مراد خداى تعالى باشد،قطع توان كردن كه آن وجه ديگر مراد خداى تعالى بود،و مثالهاى اين در جايگاه خود در شرح آيات متشابه بيايد-انشاءاللّه تعالى.
[١] .سورۀ بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ٣٢،چاپ شعرانى(٣/١)+و قوله.
[٢] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٣] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ١٥٢،و سورۀ بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ٣٤.
[٤] .مج،آج،لب،وز،مر:سيوم،دب،فق،مب:سيم.
[٥] .اساس:با خطى متفاوت از متن+بدون.
[٦] .دب،مب،مر:مفصّلا.
[٧] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٤٣ و ١١٠،و سورۀ نساء(٤)آيۀ ٧٧،و سورۀ نور(٢٤)آيۀ ٥٦،و سورۀ مزّمّل(٧٣)آيۀ ٢٠.
[٨] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ٩٧.
[٩] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:م'علوم.
[١٠] .مج،وز:تفسير.
[١١] [١٢] .دب،مب،مر:قسم.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:خوانند.
[١٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+جز.