روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٣ - ترجمه
چيست؟گفت:شما را توبه بايد كردن.گفتند:توبه [١]چه باشد و چگونه بايد كردن؟ گفت:خويشتن را به دست خود ببايد كشتن.
و بعضى دگر گفتند:مراد آن است كه بهرى بهرى [٢]را ببايد كشتن،چو [٣]ايشان جمله چون يك نفس بودند.براى آنكه از يك جنس بودند،خداى تعالى ايشان را نفس يكديگر خواند،چنان كه رسول-عليه السّلام-گفت:
المؤمنون كنفس واحدة، ايشان گفتند:سمعا و طاعة لامر اللّه،سميع و مطيعيم فرمان خداى را.
آنگه بيامدند و بر درهاى سرا و درهاى خانههاى خود بنشستند تا آنان كه گوساله نپرستيده بودند تيغها برآهختند [٤]و ايشان را كشتن گرفتند،پسر پدر را مىكشت و پدر فرزند را و برادر برادر را،و شفقت و رقّت هيچ ايشان را منع نمىكرد.
قولى دگر آن است كه ايشان گفتند:ما سميع و مطيعيم،و لكن ترسيم كه نبادا كه به فرزندان و خويشان خود رسيم،ما را رقّت و شفقت منع كند ازآنكه [٥]فرمان خداى بهجاىآريم.حقتعالى ابرى تاريك بر آورد و نزمى [٦]تا جهان تاريك شد، ايشان تيغها برآهختند [٧]و در يكديگر نهادند و يكديگر را كشتن گرفتند،پسر پدر را و برادر برادر را مىكشت.و خداى تعالى وحى كرد به موسى كه:هركس كه دست از هم بگشايد يا منع كند يا دست در پيش دارد،توبت او مقبول نيست،از بامداد تا شبانگاه مىكشتند.چون روز به آخر رسيد،[٨٧-ر]و بسيارى را بكشتند موسى و هارون را رحمت آمد،بگريستند و دعا و تضرّع كردند و گفتند:يا ربّ هلكت بنو اسرائيل،بار خدايا بنى اسرايل هلاك شدند،البقيّة البقيّة،بار خدايا اين بقيّت را كه ماند به ما بخش.
خداى تعالى دعاى ايشان اجابت كرد و فرمان داد تا آن تاريكى گشاده شد و روشنايى پديد آمد،بشمردند هفتاد هزار مرد كشته بودند.موسى-عليه السّلام-غمگين شد،خداى تعالى گفت:يا موسى!راضى نباشى به آنكه من قاتل و مقتول را به
[١] .دب+ما.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:بعضى بعضى.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:چون.
[٤] .مج،دب،وز،فق:بر آهيختند.
[٥] .مج،وز:آنچه.
[٦] .مج،دب،وز:مزمى،فق:برقى،آج،لب:مرمى.
[٧] .مج،فق،وز:بر آهيختند،مب:بر كشيدند،مر:بر كشيده.