روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦١ - ترجمه
پس معنى خبر آن است كه:هركس كه خواهد كه به ثواب خداى رسد و با جوار خداى تعالى شود،خداى تعالى خواهد و دوست دارد كه او را با جوار خود برد و ثواب دهد.و هركه كاره باشد جوار خداى را،خداى تعالى كاره باشد جوار او را.
معاذ جبل روايت كند كه رسول-عليه السّلام-گفت:اگر خواهى خبر دهم شما را كه اوّل چيز كه خداى تعالى با بنده گويد و بنده با خداى گويد چه باشد.گفتند:
بلى،يا رسول اللّه!گفت:خداى تعالى بندۀ مؤمن را گويد:تو لقاء من دوست داشتى.او گويد:آرى،حقتعالى گويد:چرا؟گويد:اميد مغفرت و آمرزش تو، خداى تعالى گويد:من مغفرت و آمرزش شما واجب كردم،اين جمله دليل مىكند بر آنكه لقاء به معنى مصير باشد.
و ابو القاسم بلخى و ابو بكر اصمّ،«ظنّ»در آيت،به معنى حسبان [١]حمل كردند نه بر علم،و گفتند:مراد خوف است،چه خوف از باب ظنّ باشد.و مراد به لقاء مرگ است،معنى آن است كه:آنان كه از مرگ ترسند:و اين بر سبيل مدح باشد ايشان را،براى آنكه چون از مرگ ترسند،اعداد و استعداد آن كرده باشند،و ما دام بر توبه و تقوى باشند.
و اين وجهى است قريب به صواب براى آنكه«ظنّ»و«لقاء»،هر دو بر حقيقت خود بماند.
وَ أَنَّهُمْ إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ ،تكرار نباشد،چه اگر لقاء بر مصير[٧٦-پ]حمل كنند، مصير و مرجع هر دو يكى باشد،و رجوع بازگشتن باشد،اگر گويند:چگونه گفت:
راجعون و«راجع»آن را گويند كه جايى بوده باشد،و ازآنجا بيامده پس به آنجا شود،و ايشان هرگز به قيامت نبودهاند تا آنجا بازشوند ؟جواب آن است كه:ايشان در دنيا هم در قبضه قدرت خداى بودند،و اگرچه فرمان خداى نمىبردند در بعضى احوال،و خداى تعالى به نوعى مصلحت تعجيل عقوبت ايشان نمىكرد چون با فنا شوند،و خداى تعالى ايشان را باز آفريند با [٢]تصرّف خداى شوند پس ازآنكه به فنا از تصرّف او برفته باشند [٣].
جوابى دگر از او آن است كه:رجوع در آيت به معنى صيرورت است،يقال:
رجع على فلان منه مكروه،و عاد اليه منه بلاء،و اگرچه پيش از آن نبوده باشد،چنان
[١] .همۀ نسخه بدلها:حسان.
[٢] .مج،وز:يا،چاپ شعرانى(١٧٢/١):تا با.
[٣] .مج،وز:نرفته باشد.