روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٧ - ترجمه
«منهم»بر سبيل تغليب عقلا گفت،و الّا،«منها»بايست گفتن.
فَلَمّٰا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمٰائِهِمْ ،چون خبر داد ايشان را.خداى تعالى گفت: أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ ،نه من گفتم شما را كه من غيب آسمانها و زمينها دانم و آنچه شما آشكارا كنى و پنهان دارى.
اگر گويند:غيب آسمان و زمين چه باشد،و خداى تعالى هيچ از او غايب نيست [١]؟گوييم:مراد آن است كه آنچه غايب است از فريشتگان و جز ايشان از آنان كه حضور و غيبت در حقّ ايشان و اضافت با ايشان درست باشد [٢].آنگاه آن را بر اطلاق غيب خواند و اگرچه در حقّ غيبت نباشد [٣]على التّوسّع كقوله: عٰالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهٰادَةِ [٤].
قوله: وَ أَعْلَمُ مٰا تُبْدُونَ وَ مٰا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ ،در او چند قول گفتند:يكى آنكه سرّ و علانيۀ شما دانم،بر جمله خبر است ازآنكه پنهان چنان داند كه آشكارا.
و قولى ديگر آن است كه عبد اللّه عبّاس گفت:چون گل آدم-عليه السّلام-از ميان مكّه و طايف افگنده بود،ابليس با جماعتى فريشتگان بر او گذر كرد،گفت:
خداى تعالى خلقى خواهد آفريدن،اگر چنان باشد كه او را بر ما فضل [٥]نهد [٦]و فرمايد كه فرمان او برى،شما چه كنى؟گفتند:ما سميع و مطيع باشيم فرمان او را.او در دل[٥٧-پ]گرفت كه طاعت ندارد آدم را،و در دل گرفت كه اگر مرا بر او مسلّط كند،هلاكش كنم،و اگر او را بر من مسلّط كند،در او عصيان كنم.خداى تعالى گفت:من آنچه شما اظهار مىكنى از طاعت و انقياد مىدانم،و آنچه ابليس در دل مىدارد از شقاق و نفاق هم مىدانم.
[١] .همۀ نسخه بدلها:هيچچيز از خداى تعالى غايب نباشد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:غايب است از آنان كه حضور و غيبت در حق ايشان مصوّر بود از اجسام،چون ما و فرشتگان.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:در حقّ او غيب نيست.
[٤] .سورۀ زمر(٣٩)آيۀ ٤٦،همۀ نسخه بدلها+و هركجا غيبت به علم خود بازبست،تأويل اين باشد و اللّه- اعلم.
[٥] .دب:تفضيل.
[٦] .مج،آج،لب،فق،وز،مب،مر:نهند.