روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٤ - ترجمه
كرد شما را،پس بميراند شما را،پس زنده كند شما را،پس با او برند [١]شما را.
او آن است كه بيافريد براى شما هرچه در زمين است جمله،پس قصد كرد به آسمان،راست كرد آن را هفت آسمان و او به همه چيزى داناست.
اين دو آيت است. «كيف»،سؤال حال باشد،كيف زيد،چگونه است زيد؟ از حال او مىپرسى و از اينجاست كه آنكس كه تو را [٢]،به«كيف»سؤال كند، جواب او به حال دهى تو گويى:جاءني زيد،به من آمد زيد [٣]،كيف جاء [٤]،چگونه آمد؟تو گويى:راكبا،سوار [٥].اين را نصب بر حال گويند،و علامتش آن است كه صالح بود كه جواب كيف باشد.
و آيت وارد است مورد تعجّب [٦]،يعنى چگونه كفر مىآرند اين كافران به خداى تعالى،و انكار مىكنند الهيّت او را با تظاهر اين آيات و بيّنات و براهين و معجزات!و در آيت ردّى ظاهر است بر مذهب مجبّره.بر حكيم چگونه روا بود كه كفر در كافر آفريند،و قدرت موجبۀ كفر و ارادت موجبۀ كفر و ايمان بازستاند،و منع كند از آن و قدرت ايمان ندهد،و ارادت ايمان ندهد [٧]،و تمكين نكند و از ازاحت علّت نكند و تلبيس ادلّه كند!آنگه به لفظ تعجّب گويد: كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللّٰهِ ،چگونه كافر مىشوى!اين تعجّب از فعل او بيشتر است.و پس بر اين قول كه آن مىكند،و اين مىگويد،كس نيست تا گويد:چگونه اينهمه با بندهاى ضعيف كردى و مهر بر دل و چشم و گوش او نهادى و تكليف كردى او را كه:بىچشم ببين،و بىگوش بشنو، و بيدل بدان،و بىقدرت بگير،و بىآلت كار بساز!پس چون نكرد آنچه [٨]نتوانست
[١] .اساس:با او برى،به قياس با نسخه مج،تصحيح شد،آج،لب،فق:بياورند.
[٢] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+به همه چيزى داناست.
[٣] .دب،آج،لب،فق،وز،مب،مر+گويد.
[٤] .اساس:حال،با توجّه به مج و اتّفاق نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٥] .مر+آمد.
[٦] .مب،مر+را.
[٧] .دب،آج،لب،فق،وز+و قدرت ارادت ايمان ندهد.
[٨] .مج،دب،وز،مب،مر:ازآنكه.