روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٩ - ترجمه
و اصل اين كلمه زيادت بود،يقال:مدّ النّهر و مدّه نهر آخر.چون به معنى زيادت است،«مدّ»،چون«زاد»هم لازم است هم متعدّى چنان كه مىبينى.و در شاذّ خواندهاند:و نمدّهم،من الامداد.و«مدّ»و«امدّ»به يك معنى باشد.
و گفتهاند:«مدّ»در شرّ گويند:و«امدّ»در خير گويند،نبينى كه خداى تعالى در عذاب مىگويد: وَ نَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذٰابِ مَدًّا [١]،و در نعمت مىگويد: وَ أَمْدَدْنٰاكُمْ بِأَمْوٰالٍ وَ بَنِينَ... [٢]،و قال تعالى: أَ يَحْسَبُونَ أَنَّمٰا نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مٰالٍ وَ بَنِينَ [٣].
و گفتهاند:فرق از ميان«مدّ»و«امدّ»آن باشد[٢٩-پ]كه هر زيادت كه چيزى را باشد از خود،آن را«مدّ» [٤]گويند،و هر زيادت كه حادث [٥]باشد از خارج،آنجا [٦]«امدّ»گويند.مثال اوّل«مدّ النّهر»،و مثال دوم«امدّ الجرح».
فِي طُغْيٰانِهِمْ ،في كفرهم و ضلالهم و جهالتهم.و اصل«طغيان»مجاوزت حدّ باشد،قال اللّه تعالى: إِنّٰا لَمّٰا طَغَى الْمٰاءُ... [٧]،اى جاوز قدره.و قوله: اِذْهَبْ إِلىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغىٰ [٨]،اى اسرف و تجاوز الحدّ.
يَعْمَهُونَ ،و اصل«عمه»،تحيّر باشد،يقال:عمه يعمه عمها و عموها و عمهانا، فهو عمه و عامه،قال الرّؤبة:
و مهمة اطرافه في مهمه
أعمى الهدى بالحائرين العمّه
و معنى آن بود كه:ايشان را با خود رها كند و آن الطاف كه با مؤمنان كند با ايشان نكند،از معنى كه از جهت ايشان باشد [٩]، قوله: أُولٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلاٰلَةَ بِالْهُدىٰ... [١٠]،اى استبدلوا،ايشان آنانند كه بدل كردهاند گمراهى به ره راست.
عبد اللّه عبّاس گفت:هدى بدادند و ضلالتها گرفتند [١١]،يعنى اختيار كفر كردند و ايمان رها كردند.آنگه اين استبدال را مشارات خواند و تجارت،براى آن
[١] .سورۀ مريم(١٩)آيۀ ٧٩.
[٢] .سوره بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ٦.
[٣] .سورۀ مؤمنون(٢٣)آيۀ ٥٥.
[٤] .اساس:مدد،به قياس با نسخۀ مج تصحيح شد.
[٥] .دب،آج،لب،فق+را.
[٦] .آج،لب+را.
[٧] .سورۀ حاقّه(٦٩)آيۀ ١١.
[٨] .سورۀ طه(٢٠)آيۀ ٢٤.
[٩] .آج،لب،فق،مب+فى.
[١٠] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٦.
[١١] .مج،وز:ضلالتها گرفتند،دب:ضلالت گرفتند،فق،مب،مر:ضلالها گرفتند.