ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩٦ - تفسير
بيان آيه ٤٠
تفسير
در اين آيه خداى سبحان بمردم گوشزد كند كه اگر شما دست از يارى پيمبر او بكشيد زيانى باو نرسد چنانچه وقتى آن حضرت در مكه بود و كافران قصد كشتن او كردند كمى ياران بدو زيانى نرساند و خدا عهدهدار يارى او شد.
(إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ) معناى اين جمله اين است كه اگر شما پيغمبر- ٦- را در جنگ با دشمنان يارى نميكنيد خدا او را يارى كرده.
(إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا) هنگامى كه كافران او را از مكه بيرون كردند و او بسوى مدينه رهسپار شد.
(ثانِيَ اثْنَيْنِ) يعنى او و ابو بكر.
(إِذْ هُما فِي الْغارِ) هنگامى كه آن دو در غار بودند و شخص سومى با آن دو نبود و او يكى از دو نفر بود، و معناى آيه اين است كه خدا او را در وقتى كه جز ابو بكر هيچكس با او نبود ياريش كرد، و منظور از اين غار، غار ثور است، و ثور نام كوهى است در مكه.
(إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ) هنگامى كه پيغمبر به ابو بكر گفت:
(لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا) يعنى نترس كه خدا بوضع ما مطلع و بحال ما آگاه است، و او ما را نگهداشته و يارى ميكند.
زهرى گفته: هنگامى كه رسول خدا- ٦- با ابو بكر داخل غار شدند خداوند يك جفت كبوتر فرستاد تا بر در غار تخم گذاردند، و عنكبوت را مأمور كرد تا بر آنجا تارى تنيد، و چون سراقة بن مالك بجستجوى آن دو آمد و تخم كبوتران و تار عنكبوت را مشاهده كرد، گفت: اگر كسى داخل اين غار شده بود اين تخمها شكسته شده بود و تار عنكبوت از هم گسيخته بود، و بهمين جهت از آنجا گذشت.