ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١ - و اما داستان ابلاغ سوره برائة
برخى گويند: رسول خدا- ٦- ابى بكر را بمكه روانه كرد و بدو دستور داد: ده آيه از آغاز اين سوره را براى مشركان بخواند، و پيمان آنها را (بدانوسيله) بهم زند، سپس على ٧ را بدنبال وى روانه كرد تا آن حضرت آيات مزبور را از او بگيرد و بر مردم (مكه) قرائت كند، على ٧ بدنبال دستور رسول خدا- ٦ بر شتر عضباء (كه شتر مخصوص آن حضرت بود) سوار شد تا اينكه در ذو الحليفه بابى بكر رسيد و آيات را از وى گرفت.
و برخى گفتهاند: ابو بكر از همانجا بنزد رسول خدا باز گشت و پرسيد: آيا درباره من آيهاى نازل شده؟ حضرت فرمود: نه چيزى نيست جز آنكه اين آيات را كسى جز خودم يا مردى كه از من باشد نبايد بمردم برساند.
و برخى گويند: آيات را على ٧ بر مردم خواند و ابو بكر نيز امير بر مردم (در حج) بود، و اين قولى است كه حسن و قتاده گفتهاند.
و دستهاى گفتهاند: رسول خدا- ٦- پيش از آنكه ابو بكر از مدينه خارج شود آن آيات را از وى گرفت و بعلى ٧ سپرد. و دنبالش فرمود: آنها را جز من يا مردى كه از من است ديگرى نبايد بمردم برساند، و اين قولى است كه عروة بن زبير و ابو سعيد خدرى و ابو هريره گفتهاند.
و علماى شيعه گفتهاند كه رسول خدا- ٦- سرپرستى و امارت حجاج و مراسم حج را نيز بعلى ٧ واگذار كرد و هنگامى كه آيات را از ابو بكر گرفت وى بمدينه بازگشت.
و حاكم ابو القاسم حسكانى بسندش از سماك بن حرب از انس بن مالك روايت كرده كه گفت: رسول خدا- ٦- سوره برائت را بوسيله ابو بكر براى مردم مكه فرستاد و چون بذى الحليفه رسيد كسى را بنزد او فرستاد و او را بازگردانده فرمود: اين آيات را كسى جز مردى از خاندان من نبايد بمكه ببرد، و بدنبال اين سخن على ٧ را بمكة فرستاد.
و شعبى از محرز بن ابى هريره از پدرش ابو هريره روايت كند كه گفت: روزى كه