ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٢ - تفسير
بنزد پيغمبر- ٦- آمده عذر خواهى كردند خداى تعالى آيات فوق را نازل فرمود.
ابن عمر و زيد بن اسلم و محمد بن كعب گفتهاند: در غزوه تبوك مردى گفت: من دروغگوتر و ترسوتر از اينان- يعنى پيغمبر اسلام و يارانش- نديدهام، عوف بن مالك كه اين سخن را شنيد بدو گفت: دروغ مىگويى و تو مردى منافق هستى؟ و براى اينكه جريان را باطلاع رسول خدا- ٦- برساند، بنزد آن حضرت آمد ديد خداى تعالى از طريق وحى پيغمبر را از سخن آن شخص مطلع ساخته، گوينده آن سخن نيز براى عذر خواهى بنزد حضرت آمده و گفت: ما بشوخى و مزاح سخن ميرانديم، در اينوقت بود كه اين آيه نازل شد.
و مجاهد گفته: مردى از منافقان گفت: محمد ميگويد: شتر فلان كس در فلان دره است در صورتى كه وى از غيب خبر ندارد! در اينوقت آيه فوق نازل شد.
و ضحاك گفته: درباره عبد اللَّه بن ابىّ و هم مسلكان فاميل او (از منافقان) نازل شد.
تفسير:
(يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِي قُلُوبِهِمْ) در تفسير اين آيه دو قول است:
اول: سخنى است كه حسن و مجاهد و جبائى و بيشتر مفسران گفتهاند كه مقصود از آيه اخبار از اينمطلب است كه منافقان ميترسند اسرارشان فاش گردد و از آن بيمناكند، و معناى آيه اين است كه: منافقان ميترسند خدا بر پيغمبر و مؤمنان سورهاى نازل كند كه از نفاق و شرك درونى ايشان خبر دهد.
و دنبال اين معنى ابو مسلم گفته: آنها از روى تمسخر اظهار ترس ميكردند نه از روى حقيقت، زيرا وقتى متوجه شدند كه رسول خدا- ٦- در هر پيش- آمدى و هر چيزى بوحى الهى سخن ميگويد از روى تمسخر و خنده بيكديگر گفتند:
مواظب باشيد وحى درباره شما نازل نشود.
و جبائى گفته: اينان ميترسيدند كه آن حضرت در گفتار خود صادق باشد و درباره