ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٨ - تفسير
بيان آيه ٣٤- ٣٥
شرح لغات
كنز: چيزى را گويند كه رويهم جمع شود.
ذهب و فضه: طلا و نقره. نفطويه گفته: «ذهب» را كه ذهب گفتند بخاطر آن است كه «يذهب و لا يبقى» يعنى ميرود و باقى نماند، و فضة را كه فضة گفتند بخاطر آن است كه «تنفض اى تتفرق فلا يبقى» يعنى متفرق و پراكنده شود و بجاى نماند و دنبال آن ادامه داده گويد: «و حسبك بالاسمين دلالة على فنائهما» و همين دو نام براى آنكه تو را بفنا و نابودى آن دو راهنمايى كند كافى است.
احماء: داغ كردن و گرم كردن چيزى را گويند. و ضدّ آن تبريد است.
كىّ: چسباندن چيز داغ است بعضوى از بدن.
تفسير:
خداى تعالى وضع حال علماء و راهبان يهود و نصارى را در اين آيه بيان كرده فرمايد:
(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ) حسن و جبائى گفتهاند: يعنى در قضاوت رشوه ميگيرند، و خوردن مال بنا حق و باطل يعنى مالك شدن آن از راههاى حرام، و چون بيشتر تملكات و تصرفات در اموال بخاطر خوردن است از اينرو تعبير بخوردن مال بباطل شده. و برخى گفتهاند: مقصود پول طعام است و خوردن پول خوراكى مانند خوردن خود آن است چنانچه شاعر گويد:
|
ذر الاكلين الماء لوماً فما ارى |
ينالون خيراً بعد اكلهم الماء[١] |
|
[١]- خورندگان آب را از نظر ملامت و سرزنش واگذار كه بنظر من پس از خوردن آب بخيرى نخواهند رسيد.