ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٥٦ - تفسير
مفسران در معناى اين قسمت از آيه اختلاف كرده و چند قول گفتهاند:
١- زجاج گفته: اين آيه از آياتى است كه سخن درباره آن بسيار شده و معناى آن را زياد پرسش ميكنند ولى در خود اين سوره معناى آن را ميتوان پيدا كرد، زيرا خداى تعالى در اينجا پيغمبر- ٦- را مخاطب قرار داد ولى اين خطابى است كه شامل همه مردم ميشود، و معناى آن چنين ميشود: كه اى مردم اگر درباره قرآن شك داريد از آنهايى كه قرآن خواندهاند بپرسيد ... و دليل بر اين معنا آيهاى است كه در آخر سوره است كه خداى سبحان مردم را مخاطب ساخته و ميفرمايد:(يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي شَكٍّ مِنْ دِينِي ...) و با اين آيه خداى سبحان معلوم كرد كه رسول خدا- ٦- در شك و ترديد نبوده و منظور از وى ساير مردم هستند، و نظير اين آيه آيات ديگرى است كه مخاطب در ظاهر پيغمبر است ولى در حقيقت مخاطب ساير مردم هستند، مانند اين آيه:(يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ ...) كه مخاطب پيغمبر است ولى ضمير را جمع آورده و «طلقتم» فرموده و اين دليل است بر اينكه منظور ديگران بودهاند نه پيغمبر.
و اين وجهى است كه اكثر مفسران گفته و حسن و ابن عباس و ديگران نيز آن را اختيار نمودهاند. و از حسن و قتاده و سعيد بن جبير روايت شده كه گفتهاند: پيغمبر هيچگاه شك نكرد و از اهل كتاب نيز پرسش ننمود. و همين مضمون از امام صادق ٧ نيز روايت شده است.
٢- مخاطب در اين آيه خود پيغمبر- ٦- است، و با اينكه وى شكى نداشت و خدا هم ميدانست كه او شك و ترديدى ندارد، ولى اين كلام براى تقرير و افهام نازل گشته، چنانچه كسى به بنده و برده خود بگويد: اگر تو بنده من هستى از من حرف شنوى داشته باش ... و يا به پدرش بگويد: اگر تو پدر من هستى نسبت بمن مهربان باش ... و يا بفرزندش بگويد: اگر تو پسر من هستى بمن نيكى كن ... و امثال اين كلمات كه منظور مبالغه در كار است، و گاهى است كه در مورد مبالغه چيزى را كه اصلا محال است بر زبان جارى ميكنند، مثل اينكه ميگويند: آسمان بر مرگ فلانى