ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٦ - تفسير
بيان آيه ٨٤- ٨٥
تفسير
خداى تعالى پيغمبر خود- ٦- را از نماز بر آنها نهى كرده فرمايد:
(وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً) اى محمد بر هيچيك از اين منافقان پس از مردنش نماز نخوان، چون رسم رسول خدا- ٦- چنان بود كه بر آنها نماز ميخواند و احكام ساير مسلمانان را بر ايشان جارى ميكرد.
(وَ لا تَقُمْ عَلى قَبْرِهِ) و براى دعا كردن بر سر قبرش نه ايست، و اين نيز بدانجهت بود كه رسول خدا- ٦- چون بر شخص مردهاى نماز ميخواند ساعتى نيز بر سر قبر آن ميت ميايستاد و براى او دعا ميكرد، و خداى سبحان او را از اين دو كار جلوگيرى فرمود. و بدنبال اين دستور، سبب آن را چنين بيان كرده:
(إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ) و پس از نزول آيه رسول خدا- ٦- تا روزى كه از اينجهان رفت بر هيچ منافقى نماز نخواند. و اين آيه دليل است بر آنكه ايستادن بر سر قبر براى خواندن دعا عبادت مشروعى است، و گرنه خداى سبحان خصوص كافر را بوسيله نهى از اينكار اختصاص نميداد.
و از ابن عباس و جابر و قتاده نقل شده كه گويند: پيش از آنكه رسول خدا- ٦- از نماز بر منافقان نهى شود بر جنازه عبد اللَّه بن أبىّ (رئيس منافقان مدينه) نماز خواند، و پيراهن خود را بر او پوشانيد.[١] و از انس و حسن (بصرى) نقل شده كه گفتهاند: رسول خدا- ٦- خواست تا بر جنازه وى نماز بخواند كه جبرئيل (نزديك آمده و) جامه او را گرفت و
[١]- از روايت بعدى معلوم شود كه عبد اللَّه بن أبى براى استشفاء از آن حضرت خواست تا پيراهن خود را بوى عطا كند و حضرت نيز بدنبال درخواست او پيراهن خود را براى وى فرستاد.