ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠٠ - شأن نزول
عبد المنذر، و ثعلبة وديعة، و اوس بن حذام كه از رفتن با رسول خدا- صلى اللَّه- عليه و آله- به تبوك خوددارى و تخلف كردند، و چون آياتى را كه درباره متخلفين از آن حضرت نازل شد شنيدند يقين بهلاكت خود كرده و خود را بستونهاى مسجد مدينه بستند و هم چنان بودند تا وقتى كه آن حضرت از تبوك بازگشت جوياى حال آنها شد، بدو گفتند: اينان خود را بستونهاى مسجد بسته و قسم خوردهاند خود را باز نكنند تا رسول خدا- ٦- بدست خود آنان را باز كند، حضرت فرمود:
من نيز قسم ميخورم كه آنها را باز نكنم تا دستورى دربارهشان برسد. و چون اين آيه نازل شد حضرت بمسجد آمده آنها را باز كرد، آن سه نفر رفتند و اموال خويش را بنزد رسول خدا- ٦- آورده گفتند: اين اموال ما است كه ما را از آمدن با تو بازداشت اكنون آنها را بگير و صدقه بده.
رسول خدا- ٦- فرمود: دستورى درباره آنها بمن نرسيده، تا اينكه آيه (بعدى):(خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً ...) نازل شد.
و على بن ابى طلحة و ابن عباس گفتهاند: آنان ده نفر بودند كه از آن جمله ابو لبابة بود.
و سعيد بن جبير و زيد بن اسلم گفتهاند: آنان هشت تن بودند كه از آنها بود:
ابو لبابه و هلال و كردم و ابو قيس.
و قتادة گفته: هفت نفر بودند. و برخى ديگر گفتهاند: پنج نفر بودند.
و از امام باقر ٧ روايت شده كه آن حضرت فرمود: اين آيه درباره ابو لبابة نازل شد و نام شخص ديگرى را ذكر نفرموده. و سبب نزول آن در اين روايت داستان بنى قريظة و سخن ابو لبابة است كه بدانها گفت: اگر بحكم رسول خدا- ٦- تن دهيد كشته خواهيد شد، چنانچه مجاهد نيز همين قول را اختيار كرده است.
و زهرى گفته: آيه درباره خصوص ابو لبابة نازل شد كه در جنگ تبوك از رفتن با رسول خدا- ٦- خود دارى كرد و پس از آن بشرحى كه در بالا