ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨١ - تفسير
كرديد و حق خدا را از آن دريغ داشتيد، و اين جمله اخير چون كلام بر آن دلالت داشت در اصل نيامده و حذف شده.
رسول خدا- ٦- فرمود: هيچ بندهاى نيست كه مالى داشته باشد و زكات آن را نپردازد جز آنكه روز قيامت بصورت صفحههايى در آيد و در آتش جهنم گداخته شود و بدانها پيشانى و دو پهلو و پشت صاحبش را داغ كنند تا وقتى كه خداوند ميان بندگانش حكم فرمايد (و از حساب خلائق فارغ گردد) در آن روزى كه باندازه پنجاه هزار سال است، آن گاه اگر اهل بهشت است ببهشت رود و اگر اهل دوزخ است بدوزخ. و اين حديث را مسلم در صحيح آورده.
و ثوبان از پيغمبر اكرم- ٦- روايت كرده كه فرمود: هر كه گنجى بجاى گذارد روز قيامت بصورت مارى پر زهر (كشنده و خطرناك) در آيد كه بالاى چشمانش دو خال سياه باشد و بدنبال صاحب گنج براه افتد، چون شخص آن مار را به بيند بدو گويد: واى بر تو! كيستى؟ گويد: من همان گنجى هستم كه پس از خود بجاى گذاردى، و هم چنان او را دنبال كند تا دستش را در دهان گيرد و در اثر آن دستش از كار بيفتد و همچنين يك يك ساير اعضاى او را بدندان گيرد (و هلاكش سازد).
و ثعلبى بسند خود از ابى ذر روايت كرده كه گفت: روزى رسول خدا- ٦- در سايه خانه كعبه بود و من بنزد آن حضرت رفتم، چون مرا ديد دو بار فرمود:
بپروردگار كعبه سوگند كه آنها زيانكارانند! .... من از اين سخن دلم اندوهگين شد و نفسم بشماره افتاد و با خود گفتم: لا بد اين سخن بخاطر پيشآمدى است كه درباره من اتفاق افتاده از اينرو عرض كردم: پدر و مادرم بقربانت! آنها (كه فرمودى) كيانند؟ فرمود:
بيشتر مردم، مگر آنهايى كه مال خود را در ميان بندگان خدا از اين سو و آن سو و از راست و چپ و پشت سر انفاق كنند كه آنها نيز اندك هستند.
و از أبى ذر روايت شده كه گفت: هر كه درهم و دينارى بجاى گذارد روز قيامت او را با آنها داغ كنند
.