ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٨ - تفسير
بمالك آن فروخته و بهاى آن را گرفتيد و ديگر اينكه چيز فانى را به باقى و آنچه زائل شدنى است به كالاى دائمى فروختيد.
(وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ) اين خريد و فروش، پيروزى بزرگى است كه هيچ چيز بپايه آن نميرسد سپس خداى سبحان مؤمنينى را كه از آنها جان و مالشان را خريده، باين صفات توصيف كرده ميفرمايد:
(التَّائِبُونَ) كسانى كه بسوى طاعت خدا بازگشت مينمايد و از خلق بسوى وى بريده و از كارهاى زشت گذشته خويش پشيمان گشتهاند.
(الْعابِدُونَ) آنهايى كه خداى يگانه را پرستش نموده و با انجام اوامر و نواهى او روى خوارى بدرگاهش نهند. حسن و قتاده گويند: آنهايى كه بدنهاى خود را در روز و شب بعبادت واميدارند و خداى را در آسانى و سختى ميپرستند.
(الْحامِدُونَ) حسن گويد: يعنى كسانى كه خداى را در همه حال حمد و ستايش مىنمايند ديگرى گفته مراد آنهايى هستند كه نعمتهاى خدا را با ديده اخلاص سپاسگزارى كنند.
(السَّائِحُونَ) ابن عباس و ابن مسعود و حسن و سعيد بن جبير و مجاهد گفتهاند:
كه مراد روزه دارانند. و از پيغمبر- ٦- روايت شده كه فرمود: سير و سياحت امت من روزه است، و نيز گفته شده آنها كسانى هستند كه در زمين گردش ميكنند و از عجائب خلقت خداى تعالى عبرت ميگيرند. عكرمه گويد آنها طالبان علم هستند كه در جستجوى آن در زمين گردش ميكنند.
(الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ) يعنى آنهايى كه نماز واجب و فريضه را كه در آن ركوع و سجود است بجا ميآورند.
(الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ) ذكر «واو» در اينجا دليل بر اين است كه امر بمعروف مستلزم نهى از منكر ميباشد و گويا آنها هر دو يك چيزند و ديگر اينكه در پيشتر جاها نهى از منكر به امر بمعروف مقرون است و از اينرو «واو» در اينجا آمده تا دلالت بر اين مقارنه و نزديكى كند.